كه مركز آن تلمسان بود . زوال مخدوّمان موحدى وى ، او را معروض حملات مرينيان فاس قرار داد و پس از مرگ او ، مرينىها دوبار تلمسان را گرفتند . اميران عبد الوادى سعى كردند جلوى جاهطلبىهاى مرينيان و تجاوز آنها را به تلمسان از راه اتحاد با شاهان مسيحى كاستيل و نصريان غرناطه ( بنگريد به شمارهء 7 ) كه هردو دشمن مشترك مرينيان بودند ، بگيرند ، هرچند سرزمينهايى را كه به ميراث برده بودند ، بر اثر هجوم اعراب بدوى از قبيلهء بنى هلال و بنى سليم ويران شده و منابع اقتصادى و نظامى آنها محدود بود . تنها جهتى كه بنى عبد الواد مىانديشيدند كه مىتوانند قلمرو خود را بسط دهند به سمت مشرق بود ، گرچه تهاجم آنها بدان جا اغلب به وسيلهء حفصيان دفع مىشد ( بنگريد به شمارهء 18 ) . اميرنشين عبد الوادىها هرگز از غلبات مرينىها قد راست نكرد ، اگر چه زوال حكمرانان مرينى فاس آنها را از فشارى كه از جانب مراكش بر آنان وارد مىآمد رهايى داد . در قرن نهم / پانزدهم ، اين حفصيان بودند كه خطر عمده براى تلمسان محسوب مىشدند . حفصيان يكبار با موفقيت بر شهر تاختند و اميران عبد الوادى دستنشانده خود را بر تخت نشاندند . در قرن دهم / شانزدهم جاى اين تهديد را تهديدهاى مشابهى از سوى اسپانيايىهاى اران و پاشاهاى ترك الجزيره گرفت و در زير فشار اين دو قدرت بود كه عبد الوادىها سرانجام در 962 / 1555 از پاى درافتادند . پسر آخرين حكمران عبد الوادى يعنى حسن ، مسيحى شد و بر خود نام كارلوس نهاد .
به هرروى ، تلمسان بيشتر درخشندگى و شكوه سدههاى ميانه خود را به عبد الوادىها مديون است . اين شهر بر راه اصلى شرق به غرب كه از الجزيره به مراكش مىرفت و بر راه كاروانرويى كه به جنوب به صحرا مىرفت ، قرار داشت و بندرگاه خود آن در حنين با قدرتهاى مسيحى مديترانه غربى دادوستد داشت . ساختمانهاى زيباى عمومى تلمسان شاهد تشويق و حمايت روشنفكرانهء امراى آن از علم و دانش مىباشد .
كتابشناسى
- لين - پول ، 54 - 51 ؛ زاخو ، 25 شماره 57 ؛ زامباور ، 77 - 78 ؛ البوم ، 17 .
- دائرة المعارف اسلام ، ويرايش اوّل ، « تلمسان » ( ا . بل ) ؛ ويرايش دوّم ، « بنى عبد الواد » ( جى .
مارسه ) .
- ه . و . هزارد ، تاريخ سكهشناختى شمال افريقا در دورهء اخير سدههاى ميانه ، 75 - 79 ، 181 - 192 ، 274 - 275 ، 284 .