يكى را گدايى كند پردهدار * كند در پس پرده شاهى شعار 74
يكى ساخت از بستر خاك مهد * يكى بُرد جانى به صد جدّ و جهد 197
يكى سنگ در دست بر قصد سر * يكى برده از بيم سر درد سر 222
يكى كرد تيغ از حمايل به در * يكى شد حمايل به تيغ دو سر 197
يكى گر رود ديگر آرد به جاى * جهان را نمانند بىكدخداى 316
يكى نيزه در كف اژدرمثال * چو اژدر كه آيد نشيب از جبال 222
يلان دستها بر سر افراختند * گهى دست و گاهى سر انداختند 56
يلان را در آن محشر رستخيز * نه راى اقامت نه روى گريز 198
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 588
مساهمون: محمد رضا نصيرى
ص٥٨٨