شكار كردى قريب هزار و پانصد زين نقره و پانصد زين طلا چون شمسهء مهر بر خنگ سپهر در خلا از نوكران و متعلّقانش همراه بود . و از غرايب اوضاعش آنكه ، بسيارى از عورات كه به نكاح دوام و غير آن به صورت [ 285 ] حلال يا حرام در حباله داشت در وقت شكار با او همراه بوده هريك سگى به قصد شكار دربند مىكرد و سگ هر عورت كه در صيد گرفتن سبقت جستى آن شب صاحبهاش را در پردهء خاصّ و خلوت اختصاص درمىآورد . و چون اسباب تجمّلش فراوان و آلات تمكّنش بىپايان گشت بر حضانت قلاع و خندق عميق و باره با ارتفاع آنها پشت اعتماد باز نهاد غافل از آنكه ، عقاب آجال به نيروى بال
« أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ »
« 1 » بر شرفات ابنيهء عمرش نشيمن مىسازد و بناى آسماننماى حياتش را به ارادت قادر
« يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ »
« 2 » از پاى درمىاندازد و لهذا قال :
رباعيّه
از قعر گل سياه تا اوج زحل * كردم همه مشكلات گيتى را حل
بيرون جستم من از همه بند و حيل * هر بند گشاده شد مگر بند اجل
على الجمله چون رايات جهانگشاى متوجّه قلعهء استاى گشت « 3 » ، شير بيشهء شجاعت و مردانگى ، عابدين بيك تواچى را با سه هزار سوار به رسم قراولى از پيش روانه ساختند و چون امير صايبتدبير به نواحى قلعه رسيد قريب ده هزار از مردان كار و نبردآزمايان شيرشكار به سورت شير و جرأت پلنگ چنگ در دامن جنگ زده بر سر غازيان حمله آوردند . جنگى در پيوست كه داستان رستم و اسفنديار را شكست داد و روزنامچه كارزار بيژن و بهمن را [ 286 ] بر طاق نسيان نهاد . تيرباران مخالف سيل خون از كوه به هامون فرستاد و شمشير آبدارشان رخنهها در ابدان غازيان بگشاد . از اينجانب نيز طاير
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) آيهء 78 . « هرجا كه باشيد ولو در حصارهاى سخت استوار ، مرگ شما را درمىيابد » .
( 2 ) . انبياء ( 21 ) ، آيهء 104 « روزى كه آسمان را چون طومارى نوشته درهم نورديم » .
( 3 ) . تاريخ ايلچى نظامشاه ، ص 25 : « در بيستم شهر شوال حضرت شاه دينپناه از راه هليلرود به عزم تسخير قلعهء استا كه حسين كيا و مراد بيك جهانشاه لوكه از تركمانان آق قوينلو بودند ، با اقوام و اتباع در آنجا تحصّن نموده بودند توجّه فرمود » .