معاذ اللّه اين خودنمايى چراست * عفا اللّه چنين تيرهرايى چراست
كجا نكتهء وافى و كلك من * كجا گوهر صافى و سلك من
[ 89 ] نه در مطبخ نثرَ من مايده * نه در گلشن نظم من فايده
وگر در كتابى نمايم نگاه * ندانم به غير از سفيد و سياه
در ادراك معنى دليرى نماند * بدن را به جز ضعف پيرى نماند
جلى را خفى بينم از باصره * وَ امَّا الْقُوى كُلُّها قاصِرَة
درين وقت لاف كمال از كجا * تمناى هر قيل و قال از كجا
و ليكن اگر موى من شد سفيد * هنوز از جوانى نيم نااميد
كه گر لطف ايزد كند همدمى * ز معنى نباشد هنوزم كمى
زند كلك من نقشبندى بر آب * كه بايد رقم كرد درصد كتاب
الهى از آن بادهء غم زدا * كه روحآفرينست و راحتفزا
فرو ريز يك جرعه از كلّ مرا * كه از كلّ دهد غنچهء دل مرا
دلم را به نور هدى برفروز * دران غير خود هر جه يا بى بسوز
كه انوار وحدت شود رهبرم * به كثرت دگر درنيايد سرم
الحمد للّه على الإتمام و الصّلوة و السّلام على خير الانام و آله المعصومين الكرام أوّلا و آخرا و باطنا و ظاهرا « 1 » .
هامش
( 1 ) . ترجمه : « سپاس خداى راست بر تمام كردن و صلوات و درود بر بهترين مردمان و دودمان پاك گرامى او باد در آغاز و انجام و در نهان و آشكار .
در حاشيه آمده است : به غايت رسيد و به نهايت كشيد مقابلهء دفتر اوّل فتوحات شاهى به اهتمام فرزند ارجمند معز الدّين ابو طاهر بلغه اللّه تعالى الى الوصول به مقصد الباطن و مرصد الظاهر فى اليوم التاسوعا من محرم سنة ست و ثلثين و تسعمائة الهجريّة و ان وجد فيه سهو فانت خبير بأنّ النسيان كلمة اشتقّ منها الانسان و قال النبى الابطحى المصدر لكلّ الاحسان ان اللّه تعالى تجاوز عن امّتى الخطأ و النسيان و انا الحقير ابراهيم الامينى مصنّف ذلك الكتاب و على اللّه التوكّل فى كلّ باب .