تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1601

مساهمون:

ص١٦٠١
چشمه‌هاى فامورو و چشمه پل آبگينه است . درازى آن گاهى از يك فرسخ و نيم بگذرد و پهناى آن نزديك نيم فرسخ است و از غرايب آنكه در چند سال خشك قبل از اين ، بيشتر اين درياچه خشك گرديد و به جاى آن گياه سياه دانه فراوان روئيد و نزديك به قريه پريشان كازرون ، شكفتى در كنار اين درياچه است كه تا نصف آن و گاهى تا سقف آن شكفت را آب درياچه فراگيرد و براى آنكه چشمه در اين شكفت است در زمستان ماهيهاى اين درياچه براى گرمى آب بيايند و سوراخى به اندازه دهن چاهى در سقف اين شكفت است و اهل قريه پريشان روزها و شبها را در ميانه خود قسمت كرده ، هركس نوبتى دارد كه در روز نوبت بر سر اين شكفت آمده ، منتظر نشسته است و چون قافله براى خريدن ماهى بيايد به زودى دلوى پنجره مانند به ريسمان بسته ، از دهنه چاه در آب شكفت اندازد و چون بيرون آرد پر از ماهى كوچك و بزرگ باشد و به قيمت ارزانى بفروشند و در اين درياچه ماهيهاى بزرگ سرخ رنگ از دو من تا ده من تبريزى فراوان است و اهالى آن سامان از اين ماهى روغن گيرند . درياچهء فامور : همان درياچه پريشان است . درياچه پيچگان : همان درياچه بختگان است . درياچهء كافتر : در بلوك سرحد چهار دانگه افتاده ، آبش شيرين ، درازى آن گاهى از چهار فرسخ بگذرد و پهناى آن از فرسخى بيشتر است و قريه « كافتر » و « كردشول » و « آب باريك » و « نظام آباد » و « خون گشت » در كنارهاى اين درياچه افتاده است و در زمستان آب اين درياچه يخ بندد كه گاهى قافله از روى آن عبور كند و آب چشمه برگهدگى « 1 » به اين درياچه فرو ريزد و در سال 1299 مقرب الخاقان ، حاجى نصر اللّه خان ايل بيگى قشقائى كه اكنون ايلخانى است از جانب شرقى اين درياچه نهرى از كوه و ماهور بريد و آب درياچه را از نهر به بلوك قونقرى رسانيد كه اراضى اطراف درياچه را زراعت نمايد . درياچهء مهارلو : به مسافت 3 فرسخ ميانه جنوب و مشرق شيراز است ، آبش به اندازه‌اى شور است كه يك من آب آن يك چاريك ، نمك طعام دارد ، درازى آن گاهى از 8 فرسخ بگذرد ، پهناى آن گاهى از 2 فرسخ نگذرد ، از آب چشمهء پير بناب و آب دو رودخانه بهاره از دو جانب شهر شيراز است . درياچهء نمك : همان درياچه مهارلوست . درياچهء نيريز : همان درياچه بختگان است . درياچه هپر : آن را « برم هپر » نيز گويند . در ناحيه دشمن زيارى بلوك كوه‌گيلويه به مسافت كمى مغربى مورزرد است . آبش شيرين و گوارا و درازى آن ربع فرسخى ، پهناى آن هزار ذرع .
هامش
( 1 ) . در متن : ( برگهده‌گى ) .