در كتاب مزارات شيراز « 1 » نوشته است : مولانا شمس الدين محمد بن احمد كيشى از افاضل علما و عرفا بود و عمرى را در ممارست علوم و درس فروع و اصول و تصنيف كتب معقول و منقول به سر برد و در حدود سال 660 در شيراز به رحمت ايزدى پيوست و در خانهء خود در محله دزك مدفون گرديد و علامه على الاطلاق مولانا قطب الدين شيرازى در شرح كليات قانون شيخ الرئيس ابو على خود را از تلامذه مولانا شمس الدين كيشى شمرده است و در سال 1296 جزيرهء قيس يا كيش در سيورغال و تيول جناب ميرزا على محمد خان قوام الملك شيرازى درآمد و در خيال آبادى او افتاد ولى به انجام نرسانيد .
جزيره كاربيا : جزيرهء كوچكى است در جنوبى قصبه بلوك فلاحى و اين جزيره در ميان آب شيرين كه در دهنهء درياى فارس از آبهاى شيرين شوشتر و كوه گيلويه است ، افتاده است .
جزيره كيش : همان جزيرهء قيس است .
جزيرهء لارك « 2 » : نزديك به 7 فرسخ جنوبى بندر عباس است . درازى آن از 2 فرسخ بيشتر است ، پهناى آن از 2 فرسخ كمتر است ، آب شيرين اين جزيره از بركه است .
جزيره منك : در درياچه بختگان مشهور به پيچكان نيريز افتاده ، درازى آن نزديك به 5 فرسخ پهناى آن نزديك به 2 فرسخ آب شيرين آن از چاه است ، نزديك به فرسخى مشرقى قريه « خانه كت » اصطهبانات است .
جزيره هرموز « 3 » : 3 فرسخ بيشتر ميانه جنوب و مشرق بندر عباس ، درازا و پهناى آن از فرسخى بيشتر است ، زمين شورهزارى كه قابل هيچ زراعتى نيست و آب شيرين جز در آبانبار بارانى ، ندارد ، سالها نشيمنگاه ملوك هرموز بود و آنها را به لقب شاهى مىگفتند ، چنان كه خواجه حافظ شيرازى ، عليه الرحمه فرموده است :
شاه يزدم ديد و مدحش گفتم و هيچم نداد * شاه هرموزم نديد و بىسخن صد لطف كرد « 4 »
در تواريخ نوشتهاند : در اوايل دولت سلاطين سلجوقى ، قاورد برادر سلطان الب ارسلان پسر سلطان چغر بيك سلجوقى ، فرمانرواى كرمان گرديد و دست تصرف به جزيرهء هرموز رسانيد و صاحب جزيره در اطاعت درآمد و بعد از چندى عيسى نام صاحب هرموز از جانب قاورد ، فتح بر عمان نمود و در دولت اتابك مظفر الدين ابو بكر بن سعد بن زنگى ، شاه محمود والى جزيرهء هرموز به قاعدهء مقرره ، وجوه ديوانى خود را به حكومت كرمان مىداد و چون محمود وفات يافت ، شاه نصرت بهجاى پدر نشست و ركن الدين مسعود برادر نصرت ، فرصت يافته ، نصرت را بكشت و بهجاى او نشست و بهاء الدين اياز از غلامان نصرت به حمايت ولىنعمت برخاست و سپاه مسعود را شكسته ، هرموز را تصرف نمود و مسعود فرار كرده به كرمان برفت و از حاكم مدد خواسته ، عود به هرموز نمود و لشكر اياز را بشكست و اياز ، استمداد از شيخ جمال الدين - ابراهيم طيبى حاكم جزيره قيس خواسته ، مددش نمود و اياز ، باز ، شاه مسعود را از هرموز اخراج نمود و تا سنه 715 ايام حكومتش امتداد يافت و بعد از وفاتش جزيره هرموز و توابع آن در تصرف ملك كردان شاه درآمد كه خود را از نسل حضرت هود پيغمبر ( ع ) مىدانست و
هامش
( 1 ) . هزار مزار ، ص 152 .
( 2 ) . ر ك : آثار شهرهاى خليج فارس ، ص 480 ، 481 ، 1129 .
( 3 ) . ر ك : آثار شهرهاى خليج فارس ، ص 1132 .
( 4 ) . اين بيت منسوب به حافظ است .