در مجلس خود كس ندهد را هم از افلاس * وز رشوهء او پر شده هر مجلس و محفل
او را زر و زور است و مرا دست توصل « 1 » * بر دامن الطاف تو اى خسرو عادل
باشد غرضم آنكه ستانم زر خود را * از قاسم و قنبر على آن مردك جاهل « 2 »
ابواب من بيدل و تصديق رعايا * فرمان همايون تو و چوب محصل
و از علما و شعراى نيريز است : صاحب عنان فصاحت ، قدوهء اصحاب بلاغت ميرزا اسحق شمس المعالى نيريزى « 3 » . در بدايت حال به شيراز آمده ، كسب كمالات علميه نمود و فنون شاعرى و خوشنويسى را به اعلى درجه بياموخت و گوى سبقت را از همگنان ربود و همه خطوط را خصوصا خط نسخ را خوش نوشت ، بسى مسافرتها نمود و در سال 1280 از شيراز به جانب شوشتر برفت و داعى حق را لبيك اجابت گفته ، وفات يافت و اين چند شعر در مدح نواب طهماسب ميرزا مؤيد الدوله والى مملكت فارس گفته است :
اى بهار دين و دولت روزگارت * بىخزان بادا به گيتى نوبهارت
عقل و الا بندهء منت پذيرت * چرخ اعلى چاكر و خدمتگزارت
ذروهء كيوان حريم بارگاهت * توسن گردون سمند راهوارت
بر تن اجرام ، بيم از كر و فرت * در دل بهرام هول از گير و دارت
تا به گردون فسحت ميدان رخشت * تا به كيوان رفعت ايوان بارت
داغ طاعت بر جبين مهر و ماهت * خوان همت بر كف ليل و نهارت
امر و طاعت بر وضيع و بر شريفت * حكم و فرمان بر صغار و بركبارت
ظلم لاغر ، از چه ؟ از گرز سمينت * ملك فربه ، از چه ؟ از كلك نزارت
نيكخواهت سرنگون اما به بزمت * بدسگالت سرفراز اما به دارت
ز اختيارت نيست بيرون هرچه بينم * جز سخا كان نيست اندر اختيارت
عقد نحر حور لفظ در فشانت * كحل چشم چرخ خاك رهگذارت
ربقهء آفاق اندر قيد بأست * گردن ايام اندر زير بارت
بر دو پاى توسن گردون ، عقالت * بر دهان بختى گيتى مهارت
هر كجا لشكركشى بر عزم هيجا * فتح و نصرت از يمين و از يسارت
نعل اسبت گوشوار گوش گردون * گر بود گردون سزاى گوشوارت
آيت موسى نمايد صانها اللّه * كلك سحار و سنان خصم خوارت
معجز عيسى پديد آرد سقى اللّه * نوش لطف و شهد عفو خوشگوارت
گر سليمان نيستى چون شد به فرمان * جن و انس و وحش و طير و مور و مارت
ور سكندر نيستى چون شد مسخر * عرصه گيتى و روى روزگارت
چرخ رامت ، بخت كامت ، دهر يارت * زر ذليلت ، گنج خوارت
جز به گرد مركز جاهت مبادا * اى بلند ايوان مينائى مدارت
هامش
( 1 ) . ( دست اميد ) دانشمندان و سخنسرايان فارس ، ج 4 ، ص 297 .
( 2 ) . ( ميرم محيل ) دانشمندان و سخنسرايان فارس ، ج 4 ، ص 297 .
( 3 ) . دانشمندان و سخنسرايان فارس ، ج 3 ، ص 317 .