تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1567

مساهمون:

ص١٥٦٧
ديگر در مذهب ميرزا على محمد باب بود ، پس دلاك بدبخت را بكشتند و بعد از دو روز حاجى زين العابدين خان به رحمت ايزدى پيوست . پس بلوك نيريز به جناب فرخ خان امين الدوله كاشانى به عنوان تيول ارزانى گرديد و مدتها باقى بود و چون فتح على خان نيريزى خلف الصدق حاجى زين العابدين خان ، به سن رشد و تميز رسيد ، امناى دولت جاويد عدت به حكم ارث و استحقاق حكومت نيريز را به او عنايت فرمودند و بعد از مدتى به فساد شياطين نيريزى منعزل گرديد و مدتى است كه باز به حكومت سرافراز گشته ، برقرار است به خوبى سيرت و نيكوئى سريرت ، اهالى نيريزى را از حوادث دهريه آسوده داشته است و ولد الصدقش محمد حسن خان نيريزى در اول سن رشد و تميز ، در كنف تربيت والد ماجد خود به آسايش مىگذراند و قصه حادثه سيد يحيى در نيريز در گفتار اول اين فارسنامه ناصرى نگاشته گرديد و قصبه اين بلوك را نيز « نيريز » گويند 35 فرسخ از شيراز دور است « 1 » عرض آن از خط استوا 29 درجه و 8 دقيقه ، طول آن از گرى نيچ 54 درجه و 3 دقيقه ، انحراف قبله آن از نقطه جنوب به جانب مغرب [ ] درجه و [ ] دقيقه است . و خانه‌هاى آن‌كه نزديك به 2000 درب خانه است از خشت خام و گل و چوب ساخته‌اند و آن را 4 محله است : محله آباد زردشت ، محله بازار ، محله چنار سوخته ، محله كوچه بالا . در قديم محله بازار را محله « سهادخانه » مىگفتند و اهل نيريز « سهاد » را به معنى « فولاد » دانند براى آنكه در كناره اين محله كارخانه فولادسازى بود كه سنگ فولاد را آورده ، فولاد را از سنگ جدا مىنمودند و فولاد نيريزى تاكنون در فارس شهرتى دارد و محله چنار - سوخته را در قديم چنار شاهى مىگفتند و از بناهاى عالى قصبه نيريز مدرسه غياثيه [ است ] كه در سال 1100 در محله « سهادخانه » ساخته‌اند و موقوفاتى داشته كه بعضى از آنها باقى است و مدرسه خان است كه محمد حسين خان حاكم نيريز در محله بازار در سال 1230 و اند ساخته و مزارع و بساتين را وقف بر آن نموده است و مسجد جامع است كه در محله بازار است . و از قصبه نيريز ، علما و سادات و مشايخ و شعراء برخاسته‌اند مانند عالم فاضل شيخ ارشد الدين محمد بن على نيريزى . در كتاب مزارات شيراز نوشته است : عالم محقق و فاضل مدقق شيخ ارشد الدين نيريزى ، جامع علوم شرعيه ، مدتها در مسجد جامع عتيق شيراز امامت نمود و 70 سال فتوى داد و كتاب مجمع البحرين در تفسير قرآن در 10 جلد از او مشهور است و در سال 604 در شيراز وفات يافت و اين چند بيت را به او نسبت داده است :
ندمائى عللونى و انظروا * ما بقلبى طول ايامى يأن قد تصدى لى بنجد شادن * طرفه ازعج قلبى المطمئن سلب القلب و ولى قائلا * افتاكم مستهام قلت ان ان تصل احيى و ان تصرم امت * قال لا وصل و ان مت و ان « 2 »
هامش
( 1 ) . ( فاصله آن تا شيراز 228 كيلومتر ) است . جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 336 . ( 2 ) . اى همنشينان مرا درمان كنيد و ببينيد دلم را چه مىشود كه در درازناى روزگار مىنالد . در نجد آهو بره‌اى بر من راه گرفت كه چشمانش دل استوارم را پريشان ساخت ، دلم را ربود و از من روى گرداند در حالى كه مىگفت جوانمرد