تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1516

مساهمون:

ص١٥١٦
و از اشراف و اعيان لارستان است : سلسله جليله سادات موسويه بيرمى . جد اعلاى آنهاست : زبدهء اولاد سبطين ، قدوه امجاد خافقين سيد عابد شاه زندان بيرمى . شايد آن جناب مدتى در زندان اهل جور مبتلا بوده ، او را به اين لقب خواندند . در كتاب تذكره رياض العارفين نام آن جناب را « شاه زين العباد » مشهور به شاه زنده فرموده و او را از زمره علماء و عرفا شمرده ، كرامات از او نقل نموده و صاحب ديوان شعر فارسى است و در قريه بيرم از ناحيهء بيخه احشام لارستان قبه و بارگاهى رفيع و عمارتى وسيع دارد و در ايام متبركه اهالى لارستان از دور و نزديك به زيارت آمده ، چند روزى در آن عمارت توقف كنند و اين چند بيت از آن جناب ثبت گرديد :
من آن روز بودم كه اسما نبود * نشان از وجود مسمى نبود نظر كردم از منظر شاهدان * بجز زلف و رويش هويدا نبود
با شاخه‌ها اخضر شدم * با لاله‌ها احمر شدم با باغبانان در چمن * من سالها گل چيده‌ام با باد دوران كرده‌ام * در دهر سيران كرده‌ام با ابر باران گشته‌ام * در كوهها باريده‌ام
من قمرى اعلايم از قاف بپريده * دورى به سوى نخجير در دهر بگرديده از خويش برون رفتم ، با خويش درون گشتم * بيرون و درون خويش جز خويش نگنجيده
آستين برمىفشاندم در سماع * دست يار آمد به دستم يللى
و از نسل آن جناب ، سلسله سادات موسوى بيرمى باقى مانده‌اند و در بيشتر اوقات علما و فضلا از اين سلسله بوده‌اند و از جمله آنهاست : جناب مستطاب ، خلف اسلاف ، شرف اشراف آل عبد مناف ، ملاذ سادات ، مجمع سعادات ، عالم زاهد و فاضل عابد حاجى سيد مصطفى موسوى بيرمى . مادام زندگانى احترامى ما لا كلام داشت و به مواعظ و نصايح مشفقانه ، حكمرانان خطه لارستان را به حسن سلوك هدايت مىفرمود و عموم اهالى لارستان از صلاح و صوابديد آن جناب تجاوز نمىنمودند و به اين وسيله هميشه ميانه حاكم و رعيت آن خطه به آسايش مىگذشت و در حدود سال 1277 به رحمت ايزدى پيوست . و از اعيان اين سلسله جليله است : سلاله اطياب و نقاوه سادات ميرزا سيد مصطفى مستوفى ديوان اعلى . در اوايل سن شباب از قريه بيرم به شيراز آمده ، قدرى لايق ، تحصيل كمالات علميه نمود . پس از شيراز به دار الخلافه طهران رفت و تكميل بعضى از مراتب را نمود و مدتى نايب توليت آستانه منوره رضويه على صاحبها الف سلام و تحيه ، بود و چند سال است به منصب جليل استيفاى ديوانى برقرار گشته در دار الخلافه طهران متوطن شده ملقب به لقب صدر الملك گشته به احترام تمام مىگذراند . و نواحى لارستان بر اين وجه است :