گودرزى : 8 فرسخ ميانه جنوب و مشرق « گلهدار » است .
كوردان : 11 فرسخ بيشتر ميانه جنوب و مشرق « گلهدار » است .
كوه چر « 1 » : 11 فرسخ ميانهء شمال و مغرب « گلهدار » است .
لامرد : 12 فرسخ ميانه جنوب و مشرق « گلهدار » است .
لاور : 3 فرسخ و نيم ميانهء جنوب و مغرب « گلهدار » است .
ليشكان : 2 فرسخ ميانهء جنوب و مشرق « گلهدار » است .
محمد تقى : 11 فرسخ ميانهء جنوب و مشرق « گلهدار » است .
ملو : 9 فرسخ ميانهء جنوب و مشرق « گلهدار » است .
مهر : 4 فرسخ و نيم ميانهء جنوب و مشرق « گلهدار » است .
مير ملكى : 7 فرسخ ميانه جنوب و مشرق « گلهدار » است .
وراوى : 7 فرسخ بيشتر ميانه جنوب و مشرق « گلهدار » است .
[ 55 ] - بلوك كمين « 2 »
از سردسيرات فارس ، ميانهء شمال و مشرق شيراز است ، درازى آن از ابتداى صحراى « سرپنيران » تا « قوام آباد » 10 فرسخ ، پهناى آن از « اكبر آباد » تا « دولت آباد » 2 فرسخ و نيم .
محدود است « 3 » از جانب مشرق به بلوك قونقرى و از طرف شمال به بلوك مشهد مرغاب و از سمت مغرب به بلوك مائين و نواحى مرودشت و از جانب جنوب به نواحى ارسنجان و مرودشت .
هواى بهار و تابستان و پائيزش ، در نهايت سازگارى و اعتدال ، كشت و زرع آن گندم و جو و پنبه و كنجد ، آبش از رودخانه مشهد مرغاب ، ميوههاى بساتين كمين از بيشتر بلوكات فارس ، بهتر ، انگورش در خوبى و لطافت ضرب المثل است ، انواع شكارها جز مرغ دراج و مرغ كبك انجير در اين بلوك فراوان است . از اوايل دولت جاويد عدت قاجاريه دامت شوكتها ، ضابطى اين بلوك به عنوان تيول و سيورغال به سلالة السادات ، ميرزا جانى فسائى عم حقيقى نگارندهء اين فارسنامه عنايت گرديد و بعد از وفات او كماكان به خلف الصدقش ميرزا هادى واگذار گرديد و بعد از وفات او در ميانه اولاد او منقسم بود و در سال 1258 كه زمان تصرفى آقا ميرزا محمد خلف الصدق ميرزا هادى بود ، حكومت اين بلوك باز به عنوان تيول و سيورغال در حق جناب صاحبديوان ميرزا فتح على خان شيرازى برقرار گرديد و تاكنون كه نزديك به 46 سال گذشته باقى و برقرار است و كلانترى اين بلوك سالها با عزيز اللّه خان كمينى بود و بعد از وفات او پسرش حاجى جانى خان كمينى كلانتر اين بلوك بود و بعد از وفات حاجى جانى خان ، پسرش محمد باقر خان كمينى چند سالى به كلانترى برقرار گرديد و مدتى است كه از عاملى بيكار گشته است و براى هر دهى كدخدائى گذاشتهاند كه هريك راتق و فاتق كارهاى آن
هامش
( 1 ) . ر ك : شاهنامهشناسى ، مقاله شاهنامه در جنوب ايران ، ص 21 ، از احمد اقتدارى كه اين نام را كوهچهير مىداند .
( 2 ) . ر ك : آثار العجم ، ص 227 ، نزهة القلوب ، ص 124 ، 136 و 188 .
( 3 ) . ( از شمال محدود است به مشهد مرغاب و از جنوب به مرودشت و توابع ، از مشرق به نيريز و از مغرب به ابرج ) . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 249 .