تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1448

مساهمون:

ص١٤٤٨
هيأت و حساب و هندسه بهرهء وافر و نصيبى متكاثر برده ، عالمى معروف ، طبيبى مشهور گرديد و از طبع نقاد و ذهن وقاد ، جو [ هر ] معانى را سفته ، در رشته نظم كشيد و در سال 1218 به مصاحبت سفير كبير ، وزير بىنظير ، محمد نبى خان شيرازى كه شرح حالش در ذيل محله درب مسجد شيراز گذشت به هندوستان رفت و اموالى فراوان از نقد و جنس اندوخته ، عود به وطن مألوف نمود و صاحب عقار و ضياعى لايق گرديد و از 80 سال بيشتر زندگانى نمود و در سال 1260 رخت را به عالم آخرت بربست و اين چند شعر از او نوشته شد :
ز اورنگ شهى تا پادشاه عالم‌آرا شد * ز عدل پورپورش روزگار پير برنا شد ز دنيا شاه دين‌پرور شد و و الا وليعهدش * به شوكت حامى دين آمد و داراى دنيا شد نفوس ناقصين را تا بپيرايد ز آلايش * جمال عقل اول بار ديگر آشكارا شد ببين اى ملك جم زين وجد و جام جم به دور آور * كه شاه جم خدم را باز بر اورنگ جم ، جا شد ز بس گنجور جودش بذل سيم و سام « 1 » و گوهر كرد * ثمين لعل بدخشان خوار ، چون ريگ بخارا شد به تاريخ جلوس اين به تخت و نقل آن در خلد * به دخل و خرج طبع نادرى اين گونه گويا شد ابر تخت شهان بافر قاآن سايه يزدان * محمد شاه شد فتح على شه از جهان تا شد محمد ملك دين را داد از فتح على رونق * كنون فتح على را اين محمد رونق‌افزا شد
و سلسله تجار كازرون به اندازه‌اى است كه اين فارسنامه را گنجايش نيست و از مشاهير آنها سلسله ملك التجار است كه شرح حال آنها در ذيل عنوان دشتستان در بيان بندر بوشهر گذشت . و اين بلوك مشتمل است بر 46 قريه آباد « 2 » : آب كناران : 4 فرسخ ميانه جنوب و مشرق « كازرون » است . ابو على : 2 فرسخ ميانه جنوب و مشرق « كازرون » است . اليف : 2 فرسخ ميانه جنوب و مغرب « كازرون » است . پاپونى « 3 » : 4 فرسخ و نيم شمالى « كازرون » است . پاره : 4 فرسخ و نيم ميانه شمال و مغرب « كازرون » است . پاوسكان « 4 » : 3 فرسخ كمتر جنوبى « كازرون » است . پريشان : 2 فرسخ و نيم مشرق « كازرون » است . بليان « 5 » : 1 فرسخ و نيم ميانه جنوب و مشرق « كازرون » است و از اين قريه چندين نفر از علما و مشايخ برخاسته‌اند مانند مركز دايره ربانى سيد عبد اللّه بليانى و مانند سلطان فقهاء صمدانى مولانا سعد الدين بليانى كه ذكر آنها در اوايل عنوان كازرون گذشت . بناف « 6 » : 3 فرسخ مغربى « كازرون » است .
هامش
( 1 ) . به معنى سبيكه زروسيم ، شمش . ( 2 ) . در كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 321 تا 327 : نام 456 روستا از توابع كازرون آمده است . ( 3 ) . از توابع كوه مره ، كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 326 . ( 4 ) . ( پوسكان ) . از توابع كمارج ، كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 325 . ( 5 ) . از دهستان حومه كازرون ، كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 324 . ( 6 ) . از توابع دهستان كمارج ، كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 325 .