تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1439

مساهمون:

ص١٤٣٩
ناظر كازرونى « 1 » : نامش ميرزا عبد الحسين ، در شيراز سكونت داشت ، از مشايخ سلسله نوربخشيه است اين چند بيت از اوست :
من ندانستم از اول كه چنين كارى هست * پاى رفتن نه و بر دوش گران بارى هست
يك چند چو ممسكان فشردم ره حلق * يك چند چو مفلسان زدم وصله به دلق نگشود ز كار دل به اينها گرهى * بستم كمر تنگ پى خدمت خلق
شيخ عبد السلام كازرونى : استاد فقها و ادباى زمان بود و اين چند بيت را از او نوشته است :
يا من بوجوده فنائى * ما بال هواك فى الثناء هجرانك و الممات عندى * سيان و حرمة الوفاء قد امرضنى و لست ارجو * الا بوصاله دوائى « 2 »
در سال 626 در شيراز وفات يافت . و از افاضل علماء است : سيد محمد كازرونى . در علوم هيئت و هندسه و حساب ، اعلم علماء زمان خود بود ، به هندوستان برفت و در خدمت فيروز شاه ، منجم‌باشى گرديد و در سال 810 بناى رصد بستن را داشت كه حركات كواكب را ثبت و ضبط نمايد و اين كار به انجام نارسيده ، وفات يافت . و از اكابر علما و اعاظم فضلاست : مسيح ثانى ، مستخرج قانون معانى ، امام همام : ضياء الدين مسعود طبيب بن مصلح كازرونى والد ماجد استاد للكل فى الكل مولانا قطب الدين محمود علامه شيرازى . و از بزرگان علما و از حكماء كازرون است : سلطان حكما و مقتداى فضلا : كمال الدين ابو الخير طبيب كازرونى . برادر ضياء الدين مسعود . در حدود سال 630 و 650 در بيمارستان مظفرى شيراز ، هريك بعد از ديگرى مشغول تدريس علم طب و معالجه مرضى بودند . و از اعاظم علما و اكابر فضلاء نواحى كازرون است : حضرت مولانا جلال الدين محمد علامه دوانى « 3 » كه قوه بنان و قلم بيان از تحرير اوصاف و كمالات و ذكر تصنيف و مؤلفات آن جناب عاجز است . سالها مسافرتها نمود و در خدمت امرا و سلاطين قراقوينلو و آق قوينلوى تركمان ، احترامى تمام داشت و در ايام شوريدگى مملكت فارس از جنگ حضرت خاقان گيتى - ستان شاه اسماعيل صفوى طاب ثراه و سلاطين آق قوينلو ، جناب مولانا مدتى در نواحى لارستان و بندر جرون كه نزديك بندر عباس است توقف نمود ، پس عود به شيراز فرموده ، صلاح خود را در توقف
هامش
( 1 ) . ر ك : آثار العجم ، ص 329 . ( 2 ) . - اى كه فناى من به وجود تست ، مهر تو چرا از من روى برتافته است ، - به وفايت سوگند كه هجرانت با مرگ در نزد من يكسان است ، - معشوق مرا بيمار ساخت و اميد دوائى جز به وصالش ندارم . ( 3 ) . ر ك : آثار العجم ، ص 309 .
فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1439 | ميرزا حسن حسينى فسايى / منصور رستگار فسايى