تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1393

مساهمون:

ص١٣٩٣
ما استعين بشملال و لا فدم * من ترب ساحته طوبى لاجفانى الدين منتظم و الشمل ملتئم * و الكفر منهدم من سيفه القانى قد اقتدى برسول اللّه فى ظلم * و الناس طرا عكوف عند اوثان و هل تظن « تعالوا ندع انفسنا » « 1 » * فى غيره نزلت عن ذاك حاشانى ما كان ربا و لكن ليس من بشر * اذ ليس يشغله شأن عن الشان هو الذى كان بيت اللّه مولده * فطهر البيت من رجس « 2 » و اوثان هو الذى من رسول اللّه كان له * مقام هارون من موسى بن عمران « 3 » اقدامه مسحت ظهرا به مسحت يد * الاله لتبريد و احسان يا واضعا قدميه حيثما وضعت * يد الاله عليه عز من شان من كان نص رسول اللّه عينه * لامرة الشرع تبليغا و اعلان بين الجاهير فى بيداء قد ملئت * لكل من كان فى اعقاب عدنان و قال صحب رسول اللّه قاطبة * بخ لذاك و كان الاول الثانى « 4 »
هامش
( 1 ) . اشاره به آيه 61 ، آل عمران . ( 2 ) . در متن : ( ارجاس ) . ( 3 ) . اشاره به آيه 35 ، الفرقان . ( 4 ) . معنى ابيات به تفكيك : - برترى و سيادت و استوارى و آگاهى من ، همگى موجب حرمان من گرديدند . - اگر روزگار دفترهايم را ورق زند ، آن را چون آيات لقمان در اشعار سحبان يابد . - دنيايم مرا داغدار ساخته و خود گريان است ، ستارگانش اشكها و ديدگانش ، ديدگان من است . - دنيا ، اندام قامت خدنگ مرا كه چون الف بود از درد چون ( نون ) كماندار ساخت و بسى نماند كه شرارافروزى عشق ، به آتش بدل گردد . - كيست كه مرا به مركبى بادپاى و خوشرفتار و بلند ساق يارى دهد كه مرا به نجف ( : الغرى ) فرود آورد و فراموشم سازد . - نه ، سوگند به آنكه خداوند طاعتش را بر مخلوقات از جن و انس واجب داشته است كه مرا به على مرتضى برساند كه دفترهاى تورات و حتى آيات قرآن ستايش وى را دربر دارد . - نه ، از بادپاى خوشرفتار بلند ساق و نيز از گامهاى خود ، يارى نمىگيرم كه از عزت خاك آستانش ، اين راه‌پيمائى بر مژگانم گوارا باد . - از شمشير خونين او ، دين نظام يافته و امت مجموع و كفر ويران شده است . - از رسول خدا در تاريكيهاى جهل پيروى كرد در آن‌حال كه مردم همگى كمر به عبادت بتان بسته بودند . - گمان دارى آيه : (تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ. . . وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ( : مباهله ) در شان جز وى نازل گشته است ؟ دور باد اين گمان از من . - او خدا نبود اما بشر هم نبود زيرا او را شانى از شان ديگر مشغول نمىداشت . - او همان است كه خانه خدا زادگاهش بود و از اين‌رو بود كه آن خانه را از آلودگيها و بتان پاك ساخت . - او همان است كه از سوى رسول خدا مقام هارون را نسبت به موسى بن عمران داشت . - گامهايش آن پشتى را لمس كرد كه دست خدا به نوازش و احسان آن را لمس كرده بود . - بنازم بر آن گامهائى كه آنجا نهادى كه خداوند بلندپايه دست بر آن نهاده بود . - آنكه نص گفتار رسول خدا او را به عمارت دين برگماشت تا آن را تبليغ و آشكار كند . - در ميان توده مردم در آن صحرا كه از زادگان عدنان ( اعراب ) پر بود . - و ياران رسول همگى وى را گفتند كه اين خلافت بر تو مبارك باد و نخستين آنان ، خليفهء دوم بود .