تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1391

مساهمون:

ص١٣٩١
پس به غزنين رفته ، امير اسمعيل بن سبكتكين او را معزز بداشت و وزارت خود را به او واگذاشت پس ، از غزنين به مكه معظمه رفته ، مدتى بماند ، پس عود به غزنين نمود ، پس به نيشابور آمد پس در شهر جرجان متوطن گشته تا در سال 421 وفات يافت و شيخ عبد القاهر جرجانى صاحب رسالهء عوامل شاگرد اوست . « 1 » و در كتاب روضات الجنان نوشته است « 2 » : شيخ نحوى لغوى زيد بن على بن عبد اللّه فارسى فسوى ، عالمى بود فاضل ، در بيشتر علوم سرآمد فضلاى زمان خود است ، در شهر دمشق شام مدتى مانده ، تدريس علوم مىنمود و در طرابلس شام در سال 467 وفات يافت . و در كتاب مزارات شيراز نوشته است : شيخ احمد بن محمد فسوى عالم متبحر ، در علوم كثير و مدت سى سال تمام در مسجد جامع عتيق شيراز ، انواع علوم را به طلاب مىآموخت و در سال 601 در شيراز وفات يافت . در كتاب ابن خلكان نوشته است : ارسلان بساسيرى « 3 » ، تركى كه بزرگ اتراك بود ، در نزد القائم بامر اللّه خليفه عباسى منزلتى تمام داشت كه بر منبرها بعد از نام خليفه نام او را مىخواندند در سال 499 در بغداد بر قائم بامر اللّه خروج كرده ، خليفه را از بغداد بيرون نمود و خليفه پناه به امير عرب برده او را جاى داد ، پس به سوار و شمشير حمايتش نموده ، ارسلان بساسيرى را منهزم ساخته ، او را بكشتند و سرش را در بغداد بگردانيدند و ارسلان غلام يكى از بزرگان فسا بود و اهل فارس ، مردمان فسا را « بساسيرى » گويند به مناسبت آنكه فسا در اصل « بسا » ست و « سير » به معنى « زمين » است مانند گرمسير و در كتابهاى عربى مردمان فسا را « فسوى » گويند . و از بزرگان فساست : ابو منصور حسن بن على فسوى ، در سال 415 چنان كه در ذيل اين سال در گفتار اول فارسنامه گفته شد وزير ابو الفوارس پسر ابو نصر بهاء الدوله پسر امير عضد الدوله ديلمى بود . در كتاب مزارات شيراز نوشته است « 4 » : سلطان عرفا و برهان اولياء و قدوه عشاق و اسوهء ابدال : شيخ ابو محمد روزبهان بن ابو نصر بقلى فسوى است و شرح حال او « 5 » ، در ذيل تكاياى شيراز گفته شد . در كتاب ابن خلكان نوشته است : ابو محمد عبد اللّه بن جعفر بن درستويه مرزبان فسوى عالمى فاضل است ، كسب فنون ادبيه را در خدمت مبرد نحوى در بغداد نمود و سرآمد فضلاى
هامش
( 1 ) . ر ك : روضات الجنات ، ج 4 ، ص 116 ، ترجمه فارسى . ( 2 ) . ج 4 ، ص 115 ، ترجمه فارسى : ( صاحب بغيه مىنويسد ابن عساكر در تاريخ دمشق و ابن عديم در تاريخ حلب نوشته‌اند : نامبرده فاضلى عالم و در فن لغت و نحو مهارت داشت و از علوم بسيارى برخوردار بود ( ايضاح ) ابو على فارسى و حماسه ابو تمام را شرح كرده و در حلب به تدريس نحو مىپرداخته و همانجا ايضاح را از ابو الحسين پسر خواهر ابو على فارسى از دائيش ابو على روايت كرده و حديث را از ابن نعيم هروى و امثال او روايت كرده . . . و در ماه ذى حجه يا ذى قعده سال 467 هجرى ( توز ) در طرابلس وفات يافته . ( 3 ) . ر ك : مقاله دكتر منصور رستگار فسائى در مجله يغما شماره 5 مرداد 1353 تحت عنوان : ( ارسلان بساسيرى ) ، وفيات - الاعيان ج 1 ، ص 172 ، چاپ مصر . ( 4 ) . ر ك : مزارات شيراز ، ص 110 ، و روزبهان نامه به كوشش محمد تقى دانش‌پژوه ، از انتشارات انجمن آثار ملى ، 1347 و كتاب شيخ شطاح از غلامحسين نديمى و هزار مزار ، ص 289 . ( 5 ) . در متن : ( شرح حال او را ) .