فارسنامه ناصرى ، اگرچه شرح حال اجمالى آن جناب را در ذيل محله سردزك شيراز نگاشته ، به قاعده هو المسك ما كررته يتضوع « 1 » اعاده گرديد در كتاب روضات الجنان نوشته است : سيد نجيب و جوهر عجيب و فاضل اديب و وافر نصيب ، صدر الدين على بن ميرزا نظام الدين احمد بن - ميرزا محمد معصوم بن ميرزا نظام الدين احمد بن ميرزا ابراهيم بن امير سلام اللّه بن امير عماد الدين - مسعود بن امير صدر الدين محمد بن امير غياث الدين منصور بن امير صدر الدين محمد دشتكى شيرازى مشهور به سيد على خان از اعاظم علماء بارعين و افاخم فضلاى راسخين صاحب علوم ادبيه و ماهر در لغت عربيه ، ناقد احاديث اماميه و مقدم در مراتب سياسات مدنيه و رياسات دنيويه و دينيه و منتهى مىگردد « 2 » نسب شريفش به حضرت زيد بن على بن الحسين ( ع ) به بيست و نه نفر و ولادت با سعادت او در مدينه طيبه در سال 1052 مطابق با كلمه « بىغم » است . پس مجاور مكه معظمه گشته در سال 1066 به فرمايش والد ماجدش مسافرت به هندوستان فرموده در شهر حيدر آباد دكن رحل اقامت بينداخت و در كنف تربيت والدش تكميل كمالات فرمود و او را مداخلت تمام در امور ملكى و لشكرى بداد و كتاب انوار الربيع به نام آن پادشاه نمود و در سال 1113 از هندوستان عود به مكه معظمه فرمود ، پس بر حسب خواهش شاهنشاه ايران شاه سلطان حسين صفوى طاب ثراه از طريق بر نجد به عراق عرب آمده ، بعد از زيارت ائمه عراق سلام اللّه عليهم وارد اصفهان [ پس ] وارد شيراز گشته در سال 1118 به روضهء رضوان خراميد و در حرم شاه چراغ مدفون گرديد رحمة اللّه عليه و اسامى كتابهاى مصنفه و مؤلفه آن جناب در ذيل محله سردزك نگاشته گرديد .
و از جمله بزرگان علماى شيراز است : قاضى قضات ، ضابط احكام شرعيه ، جامع نكات اصليه و فرعيه مولانا على نقى قاضى شيرازى . اصل آن جناب از بلده كمره عراق عجم است چون مقرب درگاه سلطنت : امام قلى خان والى مملكت فارس ، صيت فضيلت او را شنيد به وسائط رسل و رسائل او را وارد شيراز ساخته ، قضاوت كليه مملكت فارس به او تفويض نمود و سالها باقى بود و در سال 1060 وفات يافت .
و السيد المتأله المشهور و الايد المتفقة المشكور امير غياث الدين منصور بن السيد الامير الكبير صدر الدين محمد الحسينى الدشتكى الشيرازى قدس سره ، جد اعلاى نگارنده فارسنامه ناصرى اگرچه شرح حال اين جناب در ذيل محله سردزك نگاشته گرديد ، ليكن خواستم حال او را از كتاب روضات الجنان نويسم كه فرموده است : جناب امير غياث الدين منصور اوحدى عصر خود بود در حكمت و كلام بلكه المعى زمان در علم به شرايع اسلام و از اين است كه ملوك و سلاطين القاب آن جناب را در فرامين و ارقام نوشتهاند جامع معقول و منقول ، حاوى فروع و اصول ، اكمل اهل نظر ، استاد بشر ، عقل حادى عشر و نقش خاتمش « ناصر الشريعة منصور » بود . در كتاب مجالس المؤمنين نوشته است « 3 » : كه حضرت امير غياث الدين منصور بر حسب مرتبه بالاتر است از جميع حكماء راسخين و نبلاء باذخين « 4 » ، فارغ گرديد از ضبط علوم چون بيست سال از سن
هامش
( 1 ) . او همانند مشك است كه چون آن را بسائى بويائى كند .
( 2 ) . ر ك : روضات الجنات ، ج 5 ، ص 200 ببعد .
( 3 ) . مجالس المؤمنين ، چاپ اسلاميه ، ج 2 ، ص 230 .
( 4 ) . باذخ : بلند و گردن افراز .