براى او فرموده است : « 1 »
صوفى نهاد دام و سر حقه باز كرد * بنياد مكر با فلك حقه باز كرد
بازى چرخ بشكندش بيضه در كلاه * زيرا كه عرض شعبده با اهل راز كرد
اى دل بيا [ كه ] تا به پناه خدا رويم * از آنچه آستين كوته و دست دراز كرد
اى كبك خوش خرام كجا ميروى بايست * غره مشو كه گربهء عابد نماز كرد
فردا كه پيشگاه حقيقت شود پديد * شرمنده رهروى كه عمل بر مجاز كرد
حافظ مكن ملامت رندان كه در ازل * ما را خدا ز زهد ريا بىنياز كرد
و از اعاظم علماى متوطنين شيراز است : مولانا اعظم ، ملاذ افاضل امم ، كاشف مشكلات عقليه ، فاتح معضلات نقليه ، جامع فروع و اصول ، حاوى معقول و منقول قاضى القضاة - عضد الدين عبد الرحمن احمد ايجى . اصل آن جناب از بلده ايج اصطهبانات است در زمان سلطنت آل مظفر و پيشتر . در شهر شيراز سالها به منصب قاضى قضات برقرار بود و كتاب مواقف در علم كلام و كتاب شرح مختصر اصول ابن حاجب كه مانند آن دو كتاب شنيده نشده از مصنفات و مؤلفات اوست و در سال 760 وفات يافت « 2 » و خواجه حافظ ( عليه الرحمه ) او را در اين قطعه ستوده است :
به عهد سلطنت شاه شيخ ابو اسحق * به پنج شخص عجب ملك فارس بود آباد
نخست پادشهى همچو او ولايت بخش * كه كار خلق روا كرد و داد عيش بداد
دگر مربى اسلام شيخ مجد الدين * كه قاضئى به از [ او ] « 3 » آسمان ندارد ياد
دگر شهنشه دانش ، عضد كه در تصنيف * بناى كار « مواقف » به نام شاه نهاد
دگر بقيه ابدال شيخ امين الدين * كه يمن همت او كارهاى بسته گشاد
دگر قويم چو « 4 » حاجى قوام دريا دل * كه نام نيك ببرد از جهان به بخشش و داد
نظير خويش نه بگذاشتند و بگذشتند * خداى عز و جل جمله را بيامرزاد « 5 »
و از اعاظم علما و اعيان شيراز جنت طراز است حضرت مصطفوى نسب ، مرتضوى حسب ، علامه هدى ، نسابهورى ، اسوهء عترت نبويه ، قدوه زهره علويه ، سيد سادات ، مجمع سعادات ، امام اقدم ، مربى افاضل امم ، ناصب رايات ملت بيضا ، ناصر آيات شريعت غرا سيد على خان - صدر الدين الحسينى الحسنى المدنى المكى شيرازى قدس سره العزيز ، جد اعلاى نگارنده اين
هامش
( 1 ) . اين داستان را در حبيب السير و تذكره عرفات به غلط به خواجه عماد فقيه كرمانى نسبت دادهاند كه از حكايات و افسانههائى است كه ساخته و پرداخته ذهن افسانهسازان قرن نهم است و نسبت اين داستان به مولانا عبد اللّه قوام الدين زاهد شيرازى نيز در طرائق الحقايق حاشيه ص 305 از جلد دوم آمده است . براى اطلاعات بيشتر رجوع شود به تاريخ ادبيات صفا ، بخش دوم ، ج 3 ، ص 985 تا 987 .
( 2 ) . تاريخ وفات او را 756 هجرى و ولادتش را در 701 نوشتهاند . ر ك : معين ، و تاريخ ادبيات صفا ، ج 3 ، ص 295 ، و ر ك : روضات الجنات ، ترجمه فارسى ، ج 5 ، ص 266 .
( 3 ) . در متن : ( آن ) .
( 4 ) . در متن : ( چه ) .
( 5 ) . از آثار اوست : مواقف در علم كلام ، فوائد غياثيه ، شرح مختصر ابن حاجب . ( معين ) .