تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1098

مساهمون:

ص١٠٩٨
اول آنها عالى جناب ، كمالات اكتساب ميرزا سيد على ، مادام زندگانى به لوازم عبادت پرداخت و در سال 1267 وفات نموده و او را دو نفر پسر است : اول آنهاست : كمالات اكتساب حاجى ميرزا زين العابدين در سال 1251 متولد گشته ، به قناعت و گوشه‌نشينى و عبادت پرداخته است . وقتى در راه استرآباد اسير تركمان گرديد ، مدتى را گذرانيد تا آنكه مبلغى معين برده او را از طايفه تركمان خريده ، نجات دادند . پسر دويم مرحوم ميرزا سيد على است : سلالة السادات ميرزا على محمد . مدتهاست در دار الخلافه طهران و ديگر بلاد در تلگرافخانه مباركه به مناصب جليله برقرار است . پسر دويم حاجى آقاست : كمالات اكتساب حاجى ميرزا جعفر ، مادام زندگانى به سرپرستى املاك والد ماجد خود مشغول بود و در سال 1273 به رحمت ايزدى پيوست و او را دو نفر پسر است كه هريك نور حدقه سيادت و نور حديقه نجابت‌اند : ميرزا حسن على و ميرزا محمد على . و مدتى است در دار الخلافه طهران توقف دارند . پسر سيم ميرزا سيد محمد حكيم‌باشى است : قدوه اعاظم ، اسوهء افاخم ، ملك اطباى زمان ، بقراط دوران ، منبع آداب ، مقبول اولى الالباب ، مالك زمام نظم و نثر ، افصح شعراى عصر حاجى - ميرزا رحيم حكيم‌باشى فخر الدوله « 1 » ، « بيدل » تخلص شاعر . در مراتب حكمت و طب سرآمد عقلاى زمان و در مراحل ادب و شاعرى مقدم شعراى دوران . در فضل و طبابت مشهور به « حكيم‌باشى » و در شعر و شاعرى متخلص به « بيدل » و در القاب و اوصاف مشهور به « فخر الدوله » . در اوائل حال در خدمت علامه وقت ميرزا حسن على طبيب كه شرح حالش بعد از اين بيايد ، تحصيل مراتب حكمت و طب نمود و از شيراز به دار الخلافه طهران برفت و مشغول معالجه مرضى گرديد و در اندك زمانى امناى دولت عليه ، معالجات او را پسنديده ، معروف خدمت شاهنشاه خاقان گيتىپناه گشته ، مأمور به معالجه مرضاى حرم‌سراى شاهى گرديد و مخصوصا طبيب خاصه نواب خورشيد احتجاب ، شاهزاده فخرجهان خانم ، ملقب به فخر الدوله دختر ششم از چهل و هشت نفر دختران خجسته اختران شاهنشاه زمان ، خاقان كشورستان ، شهريار معدلت شعار ، فتح على شاه قاجار انار اللّه برهانه ، گشته او را حكيم‌باشى فخر الدوله گفتند و هر روزه با حكيم‌باشيان شاهى در سلام عام سلطنتى حاضر مىگشت و چون نسبت نسبى با جناب جلالت مآب اجل اكرم ، سلاله سادات ميرزا عبد الوهاب معتمد الدوله منشى الممالك داشت ، به نيابت از آن جناب تحرير رسائل و فرامين دولتى را نمود و چندى در غيبت آن جناب او را « منشى الممالك » گفتند و در حدود سال 1245 عود به شيراز نمود و در سال 1258 در شهر قم به رحمت ايزدى پيوست و مرحوم حاجى اكبر نواب شيرازى در كتاب دلگشا فرموده است « 2 » : « بيدل » اسم شريفش ميرزا رحيم ، از سادات عالى - درجات موسوى است و اصل اجداد ايشان از جهرم فارس و از اطباى حق‌شناس است . در دولت صفويه به اصفهان رفت و در خدمت سلاطين شغل طبابت را كفيل گرديد ، والد ماجدش در زمان كريم خان زند به شيراز آمده توطن نمود و مدتى در حضرت خسرو جنت مكان قاجار به خدمت طبابت شتافت باز عود به شيراز نمود و ميرزاى معزى اليه سيدى است و الا نسب و دانشورى است كريم حسب . از علوم رسمى خصوصا علم طب با بهرهء كامل و در اكثر خطوطش نصيبى
هامش
( 1 ) . ر ك : آثار العجم ، ص 527 . ( 2 ) . رساله دلگشا توسط نگارنده اين حواشى ، تصحيح شده و آماده چاپ است .
فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1098 | ميرزا حسن حسينى فسايى / منصور رستگار فسايى