والد ماجدش گوشهء انزوا را اختيار داشت و به سود و زيان دنيا نپرداخت و بندگى ايزد متعال را شعار خود ساخت و در سال 1270 و اند در مشهد مقدس به رحمت ايزدى پيوست و والده محترمهاش صبيه مرضيه اميرگونه خان كرد زعفرانلو ، ايلخانى مملكت خراسان بود .
و خلف صدقش نواب و الا شاهزاده جمال الدين ميرزا از بطن مخدره شاهزاده خانم دختر نواب اشرف و الا شجاع السلطنه متولد شده ، كسب كمالات نموده ، ميلى تمام به حفظ اشعار متقدمين دارد و چندين قصيده و قطعه و غزل و رباعى را در خاطر خود جمع آورده است . در سال 1280 به حكمرانى بلوك كازرون برقرار گرديد و در سال 90 [ 12 ] به ايالت خطه لار و نواحى سبعه ، خاطر خود را شاد بداشت و از عهدهء لوازمش برآمد و چون جلالت مآب حاجى - محمد ناصر خان ظهير الدوله كه خالوى والدهء ماجده نواب معزى اليه بود ، از پيشكارى فارس معزول گرديد ، ارباب حقد و غرض ، اسباب ضرر او را فراهم آوردند و علاجى در كار خود جز مسافرت به دار الخلافه نديد ، در نيمه شبى آيهء شريفه
فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
« 1 » را بخواند و به جانب طهران شتافت و در خدمت امناى دولت ، محاسبات ديوانى خود را به عدل و انصاف پرداخت . پس عود به شيراز نمود ، اقتدا به والد ماجد خود نموده ، در كنج قناعت نشسته به مواجب ديوانى و منافع ملكى معيشتى به اندازه دارد .
پسر دهم مرحوم فرمانفرماست : گوهر صدف شهريارى شاهزاده اسكندر ميرزا برادر اعيانى نواب نايب الاياله رضا قلى ميرزا . در فنون سوارى و شكارافكنى ، اقتدا به برادر اعيانى خود نواب - تيمور ميرزا حسام الدوله نمود ، ليكن بختش مساعدتى نكرد و چندين سال در كرمان بماند و هم در آنجا به رحمت ايزدى پيوست و او را دو نفر پسر است :
هريك طره ناصيه بزرگوارى و غره جبهه نامدارى شاهزاده جهان نوش ميرزا و شاهزاده - اصغر ميرزا .
پسر يازدهم مرحوم فرمانفرماست : نور حديقه سلاطين نامدار ، نواب و الا شاهزاده - نادر ميرزا . در سال 1233 متولد گشته ، در مبادى عمر به سرتيپى فوج خاصه شيراز برقرار گرديد و بعد از وفات والد ماجدش مداخلتى در كارهاى ديوانى ننمود و به مواجب ديوانى و منافع ملكى گذرانى به اندازه دارد .
و ولد الصدقش نواب شاهزاده محمود ميرزا جوانى است خليق و با خويش و بيگانه شفيق .
و نواب شاهزاده اسد اللّه ميرزا نوادهء نواب و الا نادر ميرزا جوانى است مؤدب و بهقدر قوت خود تحصيل كمالات نموده ، محسود اقران است .
پسر دوازدهم مرحوم فرمانفرماست : نواب محمد كاظم ميرزا . سالها در طهران توقف نموده تا به رحمت ايزدى پيوست .
پسر سيزدهم مرحوم فرمانفرماست : نواب محمد ميرزا . سالها در عراق عرب توطن داشت تا به رحمت ايزدى پيوست .
پسر چهاردهم و پانزدهم مرحوم فرمانفرماست : نواب كامران ميرزا و سلطان ابراهيم ميرزا ،
هامش
( 1 ) . آيه 21 از سوره قصص : پس بيرون رفت ( موسى ) با ترس و نگرانى ( از دشمن ) و گفت خداوندا مرا از شر اين قوم ستمكار نجات بده .