تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1093

مساهمون:

ص١٠٩٣
با مهر خود آميخته‌اى آب و گلم * مهر تو كجا برون رود از دل ما
و مدت سى و هشت سال پىدرپى به حكمرانى و ايالت مملكت فارس پرداخت و در سال 1250 در دار الخلافه طهران به رحمت ايزدى پيوست و حضرت فرمانفرما را 19 نفر پسر بود : اول آنهاست : نورديده سلطنت كبرى و چراغ دودهء دولت عظمى : نواب و الا رضا قلى ميرزا « 1 » نايب الاياله . در سال 1220 در شيراز از بطن دختر نيك‌اختر محمد قلى خان افشار بيگلربيگى ناحيه ارومى آذربايجان متولد گرديد . در زمان پدر بزرگوار خود در امورات ملكى مداخلتى تمام مىنمود و در روز پيش از گرفتارى نواب فرمانفرما با عيال خود و والدهء ماجده‌اش « 2 » آنچه را توانستند از نقد و جواهر كه مدت حكمرانى در ذخيره داشتند برداشته ، از شيراز به بغداد و از بغداد به لندن رفته ، قرين اعزاز گشته ، مواجبى به‌وجه مشاهره از دولت بهيه انگليس در حقش جارى گرديد « 3 » و عود به بغداد نموده ، خانه عالى به اندازهء همت بزرگان ساخته ، رحل اقامت بينداخت و سالها به احترام باقى بماند . و خلف الصدقش نواب و الا شاهزاده نوذر ميرزا در سال 1248 در شيراز متولد گشته ، سالها در بغداد تحصيل كمالات نموده ، در سال 1265 از بغداد به طهران آمده ، منظور نظر اعليحضرت اقدس شهريارى خلد اللّه ملكه گشته مواجبى لايق در حقش مجرى شد و در سال 66 [ 12 ] عود به شيراز نمود و املاك مكتسبه والد ماجد خود را در فارس كه به عقد هبه مخصوص او گشته بود ، تصاحب نمود و در سال 1276 حكمران نواحى گله‌دار و اسير و علا - مرودشت گرديد و در آخر سال 77 [ 12 ] در خدمت نواب اشرف و الا حسام السلطنه سلطان مراد - ميرزا ، از شيراز به خراسان رفت و منشأ خدمات كليه گرديد و چندين مرتبه با طايفه تركمان جدال نموده به فتح و فيروزى فائق گرديد و مورد عنايات شاهنشاهى گشته به لقب جليل سپهسالارى خراسان سرافراز گرديد و در سال 82 [ 12 ] در خدمت نواب معزى اليه عود به شيراز كرده ، امارت ديوانخانه و عدليهء فارس را تصاحب نمود و در سال 1300 حكومت گله‌دار را قبول نمود و نظمى لايق بداد و در سال 301 [ 1 ] ضابط بلوك قير و كارزين شد و از عهدهء لوازمش برآمد و او را سه نفر پسر است : همه طره ناصيه نجابت و غره جبههء اصالت : شاهزاده عبد العلى ميرزا و شاهزاده - عبد الحسين ميرزا و شاهزاده عبد المحمد ميرزا . در حمايت تربيت والد ماجد خود مشغول تحصيل كمالات هستند . پسر دويم مرحمت‌پناه فرمانفرماست : خلاصه اولاد ملوك ، نواب شاهزاده امام قلى ميرزا . در سال 1221 متولد گرديد و چون بروز دلاورى و زورآزمائى از او بروز نمود « 4 » او را « تهمتن » گفتند . در زمان حيات والد ماجدش به حكمرانى نواحى سبعه برقرار بود و در سال 1270 و اند به رحمت ايزدى پيوست . پسر سيم مرحوم فرمانفرماست : قره باصره كامگارى و غره ناصيه بختيارى
هامش
( 1 ) . حقوق‌بگيران انگليس در ايران ، ص 148 ببعد . ( 2 ) . در متن : ( ماجده‌اش و ) . ( 3 ) . ر ك : حقوق‌بگيران انگليس در ايران ، ص 150 و 151 . ( 4 ) . جمله در متن چنين است شايد در اصل چنين بوده باشد كه : ( چون به روز دلاورى ، زورآزمائى از او بروز نمود . ) .