تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1094

مساهمون:

ص١٠٩٤
شاهزاده نجف قلى ميرزا والى . در سال 1222 متولد گرديد و در سال 1237 حضرت فرمانفرما دختر خجسته سير سلالة السادات ميرزا منصور خان بهبهانى را كه اباعن‌جد والى و حكمران نواحى كوه گيلويه و بهبهان بود ، در عقد ازدواج نواب معزى اليه درآورد و او را به عنوان فرزندى به ميرزا منصور خان سپرده ، روانه بهبهانش داشت و بعد از سالى او را به لقب « والى » مقرر فرمود « 1 » و در سال 44 [ 12 ] شياطين انسى ، محبت شاهزاده را و ميرزا منصور خان را به عداوت رسانيدند و با يكديگر جنگها نمودند تا در سال 1240 و اند ، فتح از جانب ميرزا منصور خان آمده ، والى ، عود به شيراز نمود و در سال 50 [ 12 ] در همه‌جا با برادر مكرم خود نواب نايب الاياله موافقت نمود و صاحب مواجب از دولت انگليس گشته ، متوطن عراق عرب گرديد و عمرى را به پايان رسانيد . پسر چهارم مرحوم فرمانفرماست : نقاوه اولاد سلاطين جهان شاهزاده نصر اللّه ميرزا . خط نسخ تعليق و شكسته را خوش مىنوشت و سالها به حكومت شولستان ممسنى برقرار بود و بلوك اردكان فارس [ را ] براى معيشت خود در تيول داشت . پسر پنجم مرحوم فرمانفرماست : خلاصه ابناء خواقين زمان شاهزاده تيمور ميرزا حسام - الدوله . در فنون سوارى و شكارافكنى ، نادرهء زمان بود و در خدمت برادران خود از شيراز به بغداد و از بغداد به لندن برفت « 2 » و سالها در عراق عرب توقف نمود ، پس به دار الخلافه طهران آمده ، مورد عنايت ملوكانه گرديد و هم در آنجا به رحمت ايزدى پيوست . پسر ششم مرحوم فرمانفرماست : گوهر صدف شهريارى ، در درج كامگارى شاهزاده شاهرخ ميرزا . كمالات لايقه شاهزادگان به‌وجه احسن بياموخت و سالها در تحصيل مراتب علميه كوشيده ، بهره وافى برده ، در مراحل حكمت و كلام ، فاضلى ماهر گرديد و در سال 1265 و 6 [ 126 ] به حكمرانى خطه كاشان برقرار بود ، پس خود را از كارهاى ديوانى بر كنار بداشت و جز مباحثهء علمى و معاشرت اهل فضل و كمال كارى نداشت و در سال 1290 در شيراز [ به ] رحمت ايزدى پيوست . و خلف الصدقش نواب و الا شاهزاده جلال الدين ميرزا در سال 1261 متولد گشته ، سالهاست سر به آستان مباركه حضرت اسعد ارفع امجد و الا ، ظل السلطان ادام اللّه شوكته فرود آورده ، قرين مباهات گشته است . پسر هفتم غفران مآب فرمانفرماست : نور حديقه سلاطين ، شاهزاده جهانگير ميرزا صاحب - اختيار . در اواخر زندگانى مرحوم فرمانفرما به حكومت ناحيه داراب برقرار گرديده او را صاحب - اختيار گفتند . پسر هشتم مرحوم فرمانفرماست : نور حدقه خواقين شاهزاده اكبر ميرزا . خط نسخ تعليق جلى را خوش نوشت در جوانى بدرود زندگانى را نمود . پسر نهم مرحوم فرمانفرماست : خلاصه اولاد ملوك نامدار و نقاوه ابناء سلاطين كامگار شاهزاده كيخسرو ميرزا سپهسالار . شاهزاده‌اى بود رئوف و ملكزاده‌اى عطوف ، بعد از وفات
هامش
( 1 ) . ر ك : حقوق‌بگيران انگليس در ايران ، ص 150 . ( 2 ) . ر ك : حقوق‌بگيران انگليس در ايران ، ص 150 تا 155 و ص 177 و 337 و 416 .