تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1078

مساهمون:

ص١٠٧٨
و از اعيان اين محله است : سلسله رئيسان دروازه كازرون . از قديم املاك جانب مغربى صحراى شيراز را مالك بوده‌اند و از اعيان آنهاست : عالىجاه ، خلاصة الاشباه حاجى يوسف زارع خلف مرحوم حاجى محمد اسماعيل زارع خلف مرحوم حاجى عباس زارع ، خلف مرحوم رئيس اسماعيل زارع . مادام زندگانى معيشتى به اندازه داشت و در راستگوئى ، پيش عامه و خاصه مردم مقبول القول گشته ، در حدود و سامان املاك حومه و بلوكات ، هرچه را تصديق مىنمود ، علما و فرمانروايان حكم بر صحت آن مىفرمودند . و خلف الصدقش حاجى محمد اسماعيل زارع در اطوار و اخلاق تأسى به والد خود نموده است . و از اعيان اين سلسله است : عالىجاه ، خلاصة الاشباه حاجى محمد اسماعيل زارع خلف مرحوم حاجى عبد النبى زارع ، در افعال و اعمال و حسب و نسب مانند حاجى يوسف زارع است . و از اعيان آنها ، عالىجاه آقا زين العابدين زارع خلف مرحوم حاجى محمد صادق زارع است . و از اعيان اين محله است : مجمع آداب ، مقبول اولى الالباب ، لسان زمان و سحبان بيان ، فريد عصر ، مالك زمام نظم و نثر ، نادره اهالى ، ناظم در و لآلى ، مخترع بدايع ، محبوب طبايع ، زين محافل و زينت مجامع : حاجى محمد تقى « شوريده » « 1 » تخلص . طينتش از صدق و صفا سرشته و در مزرع خاطرش جز تخم وفا نكشته ، با كمى عمر به بسيارى هوش معروف و با نداشتن بصر به نور بصيرت موصوف . اگرچه چشمش از جهانيان بسته است ، فكرتش از نه سپهر جسته ، تا پاى در دايره شاعرى گذاشته ، روح حكيم رودكى و شيخ ابو العلاى معرى را شاد داشته ، در انشاء قطعات و قصائد طرحى خوش انداخته است و صورت تنقلات خود را به آن عبارت براى نگارنده اين فارسنامه ، نگاشته ، فرستاد : « در سال 1274 زحمت‌افزاى اين سراى سپنجى شدم و در هفت سالگى هردو جهان بينم را آبله پوشيد ، آنچه كسانم در معالجه كوشيدند ، بيفايده افتاد ، از هشت سالگى مشغول تحصيل مراتب كماليه گشتم و در سال 85 [ 12 ] والد ماجدم ، طومار زندگانى را نوشته ، درگذشت و گاهى چند شعرى گفته است و به نام خود كه عباس بود تخلص مىنمود . از او شنيدم كه از پدرش مىگفت در نسب نامه ديدم كه نسبم به « اهلى » شاعر شيرازى منتهى مىشد و در سال 88 [ 12 ] با خال ستوده‌حال خودم به مكه معظمه و مدينه طيبه مشرف شدم . » و اين چند شعر از شوريده نوشته شد :
هامش
( 1 ) . مرحوم شوريده ملقب به فصيح الملك بنابر آنچه آقاى حسن فصيحى شيرازى فرزند وى در مقدمه چاپ دوم غزليات او كه در سال 1337 انجام شده نوشته است : در سال 1309 قمرى به طهران مسافرت كرده و متجاوز از سه سال در طهران بود و در اين مدت به حضور ناصر الدين شاه بار يافته و مورد اعزاز و اكرام وى قرار گرفت و نخست به لقب مجد الشعرا و سپس به لقب فصيح الملكى ملقب شد ، در سال 1322 متاهل شد و از وى 6 فرزند بوجود آمد . شوريده در شب ششم ربيع الثانى 1345 قمرى مطابق با 20 مهر 1305 شمسى در سن هفتاد و يك سالگى در شيراز درگذشت و در مقبره‌اى كه خود قبلا در جوار مزار شيخ سعدى تهيه ديد مدفون گشت . از آثار اوست كليات در حدود 15 هزار بيت قصائد ، غزليات ، مسمطات ، رباعيات و تواريخ و نامه روشندلان در شرح ادبا و شعراى نابينا و كشف - المواد . و ر ك : آثار العجم ، ص 266 .