تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1076

مساهمون:

ص١٠٧٦
پسر دويم ميرزا محمد على مستوفى است : زبدة الاشباه ميرزا هدايت اللّه مستوفى « 1 » . در مراتب خط و ربط ، نادرهء زمان است ، با آنكه در زمره مستوفيان عظام محسوب است ، بختش مساعدتى نكرده و از عمل استيفا جز مواجب ديوانى بهره‌اى نبرده است و 60 سال از عمرش گذشته است . و ولد الصدقش ، خلاصة الاشباه ميرزا محمد مستوفى در دار الخلافه طهران بعضى از امورات ديوانى را مواظبت دارد . پسر سيم ميرزا محمد على مستوفى است : زبدة الاشباه ، كمالات اكتناه ، زبان زمان ، فريد اوان ، افتخار اهالى ، ناظم در و لآلى ، نادره عصر ، مالك زمام نظم و نثر ميرزا سيد رضى مستوفى . « بلند اقبال » تخلص . در سال 1245 متولد شده ، تحصيل مراتب كماليه ، نموده ، مقدمات علميه را آموخته ، خط نسخ و تعليق و تحرير و سياق و محاسبات دفترى را نيكو نوشت « 2 » و در فنون اشعار فارسى ، گوى مسابقت را از همگنان ربود و از هرگونه اشعارى ، گفته ، ديوانى پرداخته است و اين چند شعر از او به يادگار ثبت گرديد :
تا توانى تخم نيكوئى فشان * تا كه نيكو گرددت حاصل از آن گر ستيزد با تو كس خاموش باش * هرچه او گردد زبان تو گوش باش تا نپرسندت سخن چيزى مگو * تا به جا ماند برايت آبرو هر كه پندت نشنود ، پندش مده * رنجش از صفر است گلقندش مده مشورت را عيب و عار خود مدان * ليك شرطش گشته است از دوستان شهره كن در راستگوئى خويش را * راست‌گو و از دل ببر تشويش را راستى هم گر دروغ‌آسا « 3 » شود * كس نمىبايد به او گويا شود چيزى ار دانى كه با دين عوام * متفق نبود ، مگو ، از آن ، كلام در عوام الناس غوغا مىشود * زحمت از بهر تو پيدا مىشود خواهى ار مردم ز تو گويد نكو * هم تو از مردم ، نكو ، دائم بگو
آن را كه خدا مهر على در دل هشت * او را چه غم از دوزخ و شادى ز بهشت با مهر على « بلند اقبال » چه غم * هست ار عملت قبيح و افعالت زشت
گر مرده به مى شسته شود زنده شود * ور زنده خورد ، به دهر پاينده شود گر موش خورد ، گربه لافنده شود * ور گربه خورد پلنگ درنده شود
به فارس معتمد الدوله حكمران آمد * هزار شكر كه ما را به جسم ، جان آمد امين دولت و دين شاهزاده فرهاد است * به خسروان جهان ، زو خط امان آمد به وصف رفعت و جاه و جلال او اين بس * كه عم اعظم شاهنشه جهان آمد
هامش
( 1 ) . در متن : ( مستوفى است ) . ( 2 ) . ( در علوم غريبه رمل و اسطرلاب مهارتى بسزا داشت و مردى روشن‌بين بود كه آينده را پيشگوئى مىكرد و اغلب پيشگوئيهايش به حقيقت مىپيوست ) . ( دانشمندان و سخن‌سرايان فارس ، ج 1 ، ص 458 ) . ( 3 ) . در متن : ( آن‌سا ) .