تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1070

مساهمون:

ص١٠٧٠
دفتر و سررشته‌دار گرديد و در سال 1240 و اند به لقب جليل مشير الملكى مفتخر گرديد و در سال 40 و اند بزرگان فارس در عزل جناب وزارت مآب ، متفق الكلمه گشته او را معزول داشته ، راضى به توقف آن جناب در فارس نشدند و او را با اهل و عيال از طريق ممسنى و فهليان « 1 » و بهبهان و شوشتر روانهء كربلاى معلى داشتند و چون وارد شوشتر گرديد ، فسخ عزيمت را از عتبات عاليات نموده ، از طريق بختيارى به اصفهان رفته ، چندى توقف نمود و به رسل و رسائل خاطر فارسيان را از خود راضى داشته ، به احترام تمام عود به شيراز نمود [ و ] بر مسند وزارت متمكن گرديد و در سال 50 و 51 كه وزارت فارس با جناب منوچهر خان معتمد الدوله بود در امورات وزارتى مداخلتى مىنمود و از سال 53 و 56 از مداخلت امور ديوانى كوتاه گشته ، خانه‌نشين شده ، به تنگى گذرانى مىنمود تا در سال 1260 كه عموم بزرگان فارس حتى كلانتران بلوكات و كدخدايان محلات شيراز از سوء سلوك پيشكاران جناب جلالت مآب ميرزا نبى خان امير ديوان والى مملكت فارس ، شاكى گشته ، به دار الخلافه طهران رفتند و مدتى حكم به توقف آنها صادر گرديد و بعد از عزل جناب معزى اليه ، حكومت فارس را به مقرب السلطان حسين خان نظام الدولهء آذربايجانى واگذاشت ، آمده ، باز جماعت فارسيان مأمور به توقف طهران گشتند و چون نظام الدوله وارد شيراز گرديد از بزرگان فارس جز جناب مشير الملك خانه‌نشين را نديد از خانه‌اش درآورده ، بر مسند وزارتش نشانيد و حل و عقد امور ملكى را در كف كفايتش واگذاشت و در سال 62 به رحمت ايزدى پيوسته ، در قبرستان درب سلم مدفون گرديد و عمارتى لايق بر مقبره‌اش بساختند و آن جناب را دو نفر پسر است : اول آنهاست جناب جلالت مآب ، جامع مناقب ، حاوى مراتب ، مالك زمام مجد و جلال ، ماسك عنان وزارت و جلال حاجى ميرزا ابو الحسن خان مشير الملك . در سال 1226 در شيراز متولد شده ، در كنف تربيت والد ماجدش كسب كمالات لايقه نموده ، در محاسبات ديوانى و دفترى يگانه روزگار گرديد و در سال 40 و اند در خدمت والد خود از طريق بهبهان و شوشتر و بختيارى به اصفهان رفته ، باز در خدمت پدر بزرگوار عود به شيراز نمود و در سال 52 و 53 و 54 ، ضابطى بلوك خفر و صيمكان و رامجرد را قبول نمود و مبلغى باقى كار ديوان گرديد ، لابد گشته به مضمون :
تغرب عن الاوطان فى طلب العلى * فسافر ففى الاسفار خمس فوايد تفرج هم و اكتساب معيشة * و علم و آداب و صحبة ماجد « 2 »
عمل نموده ، از شيراز به كرمانشاهان رفته ، مدتى در خدمت جناب معتمد الدوله منوچهر خان والى كرمانشاهان توقف نمود و از طهران مأمورى براى اخذ وجه باقى بلوكات از معزى اليه به كرمان‌شاهان برفت چون قوت توقف را در خود نديد ، نيمه شبى به جانب عتبات عاليات شتافت و مدتى توقف داشت ، پس عود به شيراز نمود و در سال 62 بعد از وفات والد ماجد خود به منصب جليل پيشكارى و وزارت و لقب مشير الملكى برقرار گرديد ، پس بر مسند وزارت
هامش
( 1 ) . در متن : ( فهلبان ) . ( 2 ) . در جستجوى بزرگى از خانمان دورى گزين ، سفر كن كه سفر را پنج سود و فايده است : اندوه‌زدائى ، روزى اندوزى ، دانش‌پژوهى ، ادب‌آموزى و همنشينى بزرگان .
فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1070 | ميرزا حسن حسينى فسايى / منصور رستگار فسايى