تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 2178

مساهمون:

ص٢١٧٨
غائله ، از ميان راه بازگشته است . دوم - قرائت كتيبه‌ها : امير جوان كه در اين وقت ، سرمست بادهء جوانى و قدرت ، آسوده‌خاطر از هجوم خراسانيان ، تفرج‌كنان به مقر حكمرانى خود بازمىگشت ، سر راه خود به تخت جمشيد رسيد و در شكوه آثار بازمانده از شاهنشاهى كه هزار و پانصد سال پيش بر آن خطه فرمان رانده بودند ، خيره و متأمّل شد . در ميان سنگهاى پرنگاره ، چشمش به نوشته‌هايى افتاد كه گويى پيامى از شاهنشاهان سلف براى او دربر داشتند . پس كسانى را احضار كرد تا آن نوشته‌هاى جادويى و خيال‌انگيز را براى او بخوانند . روشن است كه در آن عصر ، از كسانى كه خطوط ميخى هخامنشى را قرائت كنند ، خبر نبود ؛ ولى در ميان زرتشتيان فارس كه هنوز آتشكده‌هاى آنها فروزان بود ، پهلوىخوانان و پهلوىدانان بسيارى بودند كه از آن ميان ، دو نفر به نامهاى علىّ بن سرى الكردى كه مقام كتابت داشت و مار سعيد الموبد الكازرونى ، عهده‌دار خواندن و ترجمهء كتيبه‌هاى ساسانى شدند كه متأسفانه از ترجمهء آنها در متون آن عصر ، اثر نيست . سوّم - كتيبه ساسانى : كتيبهء عضد الدوله در كنار سنگ نبشته‌اى از شاپور دوم ، سكانشاه ، نقر شده كه هنگام سفر از سرزمين فارس به سكستان ، سر راه خود به تخت جمشيد آمده و او نيز به فكر زنده نگهداشتن نام و ياد خود در كنار تصاوير و سنگ نبشته‌هاى هخامنشى افتاده است . ( 9 ) چهارم - كتيبهء بهاء الدوله : فسائى ، متن اين كتيبه را چنين آورده است : بسم الله نزل بهاء الدوله و ضياء الملّه ابو نصر بن عضد الدّوله و تاج الملّه حرّس الله ايّامه و ادام سلطنه هذا الموضع و معه امير الامراء ابو منصور بن بهاء الدوله و ضياء المله اطال الله سنّهما سنه اثنين و تسعين و ثلثمأه . ( 10 ) به‌طورى كه معلوم است ، اين كتيبه كه بازگوكنندهء يك سفر معمولى است ، متضمن هيچ نكتهء روشنگر تاريخى نيست و متن واقعى هم با فارسنامه ، اختلافات جزئى دارد كه ذيلا مىآوريم : « بسم اللّه نزلّ . . . شاهانشاه بهاء الدّوله » « و ضياء الملّه و غياث الامّه ابو نصر عضد » « الدّوله و تاج الملّه حرّس اللّه ايّامه و ادام سلطانه » « هذا الموضع . . . ( 11 ) مع عسكر عظيم » « و معه امير الامراء ابو منصور بن بهاء الدّوله و ضياء » « الملّه و غياث الامّه اطال اللّه بقاهما سنة »