تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 2176

مساهمون:

ص٢١٧٦
به خود نسبت داده ، مفاخره‌اى بيش نيست ؛ ولى چون بعضى مطالب آن از نظر تاريخى قابل توجه است ، آن را مرور مىكنيم . فرصت الدّوله در آثار عجم ، تنها اشارهء بسيار كوتاهى به اين كتيبه كرده و مىنويسد : « همچنين عضد الدّوله ديلمى در آنجا نام خود را بر سنگى نقش نموده و تاريخ نوشته » . ( 2 ) و از كتيبهء بهاء الدّوله هم نامى نبرده است ؛ ولى حاج ميرزا حسن فسائى در فارسنامهء ناصرى ( به تصحيح دكتر رستگار ، صفحهء 1536 ) ، اين هردو كتيبه را نقل كرده و متن اوّلى را چنين آورده است : « بسم الله حضرة الامير الجليل عضد الّدوله فنا خسرو بعدة من الجيش سنة اربع و اربعين و ثلثماه فى منصرفه مظفّرا من فتح اصبهان و احضر من قرء له ما فى الآثار من الكتابه و قراه علىّ بن الّسرى الكاتب الكردىّ و مار سعيد المؤبد الكازرونى . » پس از بازديد از نزديك و گرده‌بردارى از اين كتيبه و مطالعهء تصوير نسبتا روشنى كه اسميت در كتاب خود آورده ( 4 ) ولى به قرائت آن توفيق نيافته ، به نظر رسيد كه فسائى ، كتيبه را شخصا نديده و به احتمال زياد ، مطالب خود را از متن كهن‌ترى به دست آورده كه متأسفانه به آن اشاره نكرده است . بسم الله حضرة الامير الجليل عضد الّدوله فنا خسرو بن الحسن اربع و اربعين و ثلثماه فى منصرفه مظفّرا من فتح اصبهان ابن ما كان و كسّره جيش و آسره ( 5 ) . . . ( 6 ) و احضر من قرأ ما فى هذه الآثار من الكتا . . . ( 7 ) چنانچه مشهود است ، متن فعلى كتيبه كه فوقا نقل شد ، با آنچه در فارسنامه آمده ، به شرح زير