تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 2065

مساهمون:

ص٢٠٦٥
آن نبى السيف كز كمال جهادش
996
آن همه پيرايه بسته
1170
آن هواى معتدل دارد كه هستى جاودان
1235
آنى كه دلت به درگه حق پيوست
937
آن يكى رنج برد و گنج انباشت
65 ، 263
آواز رعدست اين چنان ، زهره شكاف و جان‌ستان
1514
آوخ از دم كه برآرم صفير
1512
آورد باد بر شه دى نيم شب خبر
1173
آه سعدى اثر كند در كوه
717
آه سوزانه انيس و همدم است
1082
آه كه هر ذره رقيب من است
1166
آهنگ زير دود برآرد ز زير رود
1172
آيت موسى غايد صانها اللّه
1570
آيد از باغ فغانى كه كند خون در دل
1126

الف

ابر تخت شهان با فر قاآن سايه يزدان
1448
ابواب من بيدل و تصديق رعايا
1570
ابو الفوارس دوران منم شجاع زمان
310
اتابك چاولى امروز بگذشت
242 ح 3
احمد موسل آفتاب ازل
1164
اختر گردون كه شد ز ريگ روان بيش
995
از نمازم هم ابروى تو با ياد آمد
54
از آستان شاه مغان سر چرا كشيم
79 ، 536
از آل صفى دوازده ميسر عظام
538
از آنها دليلى اگر در رسيد
1505
از آن بساتين سر به سر دانى كدامين خوبتر
1279
از آنجا سوى « پارس » اندر كشيد
141
از آن زمان كه نهفت ارغوان چهره خويش
1099
از آن سرد آمد اين كاخ دلاويز
490
از آن كافتاب سخا بود چرخ
276 ح 8
از آنگه نمانده است در لار رى
1503
از اورنگ شهى تا پادشاه عالم‌آرا شد
1448
از اين‌گونه تصحيف بسيار هست
1505
از بانگ ناى تارك افلاك پرفغان
241