مىنويسد : « . . . روزهاى دوشنبه هر هفته از ماه و سال در باغهاى موروثى و مكتسبى خود رفته ، با دوستان شفيق و رفيقان صديق بعد از تفاكه و تفكه ، به مكالمات علميه و مطايبات ادبيه ، رفع انقباض از خاطر خود و حضار فرمايد و نزديك به سى سال است كه با نگارنده اين فارسنامه ناصرى به طريق مواسات و شفقت ، رفاقت و صداقت و مسامرت شبانه و مصاحبت روزانه ، سلوك فرموده است . . . » « 1 »
از معاشران ديگر ميرزا حسن ، مرحوم حاجى ميرزا عبد الرحيم عشرت تخلص بود كه از علما و شاعران نامدار فسائى است و سالها به رياضات شرعيه مرتاض بود و حالات غريبه را از خود بديد « وقتى با نگارنده اين فارسنامه صحبتى از رياضت و صفاى نفس در ميان بود ، بفرمود زمانى چهل روزه پرهيزى داشتم . . . » « 2 »
شوريده شيرازى : شاعر نابيناى فارسى نيز از ارادتمندان ميرزا حسن بود و در قطعهاى كه در پاسخ ذكر خير ميرزا حسن از او در مجلس معتمد الدوله به سال 1306 هجرى سروده است ميرزا حسن را چنين ستوده است : « 3 »
حسن خصال ، حسن نام اى حكيم عليم * كه عقل معترف آيد برت به نادانى
مجردى تو ، عيان در شمايل بشرى * فرشتهاى تو ، نهان در لباس انسانى
به پاك آينه ماند وجود انور تو * كه ظاهر است ز شخصت صفاى پنهانى
به بزم معتمد الدولهام ستودى تو * رسيد پايگه بندهات به سلطانى
زهى ستوده حكيمى كه بو على سينا * به دانشى كه توئى ، نيست مر ترا ثانى
جهان به پاكى شخص تو دارد ايدون فخر * چنان كه جسم به پاكى نفس روحانى
منم كه كشت اميد من از تو سرسبز است * بدان مثابه كه بستان ز ابر نيسانى
اگرچه پيشه شوريده خودستائى نيست * ولى رواست كنون ويژه در سخنرانى
منم كه فارس بنازد به نام من امروز * چنان كه شروان نازد به نام خاقانى
به دانش اين تن عريان من گواه من است * كه تيغ را نشناسند جز به عريانى
مرا به سايه تيمار لطف خويش بدار * و گرنه ملك دلم رو نهد به ويرانى
ميرزا حسن نيز به شوريده علاقه فراوان داشت و در ذكر بزرگان محله سنگسياه دربارهء او مىنويسد : « طينتش از صدق و صفا سرشته و در مزرع خاطرش جز تخم وفا نكشته ، با كمى عمر به بسيارى هوش معروف و با نداشتن بصر به نور بصيرت موصوف ، اگر چشمش از جهانيان بسته است فكرتش از نه سپهر جسته ، تا پاى در دايره شاعرى گذاشته ، روح حكيم رودكى و شيخ ابو العلاى معرى را شاد داشته ، در انشاء قطعات و قصائد ، طرحى خوش انداخته است . . . » « 4 »
شاعرى حاج ميرزا حسن :
حاج ميرزا حسن فسائى ، در خاندانى اهل ذوق متولد شد ، جد دومش سيد على خان
هامش
( 1 ) . فارسنامه ناصرى ، گفتار دوم ، اعيان محله سرباغ شيراز .
( 2 ) . فارسنامه ناصرى ، گفتار دوم ، بلوك فسا .
( 3 ) . فارسنامه ناصرى ، گفتار دوم ، شعراى شيراز .
( 4 ) . فارسنامه ناصرى ، گفتار دوم ، اعيان محله سنگسياه .