اگر جنگ سازيم با خوشنواز * شود كار بىسود بر ما دراز
كشد آنكه دارد ز ايران اسير * قباد جهانجوى چون اردشير
اگر نيستى در ميانه قباد * ز موبد نكردى دل و مغز ياد
گر او را ز تركان بد آيد به روى * نماند به ايران جز از گفتگوى
يكى ننگ باشد كه تا رستخيز * بماند ميان دليران ستيز « 1 »
اما كريستن سن منكر روياروئى سوفرا با هيتاليان شده و نوشته است : « مور خان ايران براى حفظ آبروى قوم خود قصهاى ساختهاند كه زرمهر ( : سوفرا ) از پادشاه هفتاليان ( : هيتاليان ) انتقام كشيد و عاقبت با آن طايفه صلحى شرافتمندانه كرد زيرا پادشاه هفتاليان مجبور شد كه تمام غنائمى را كه در جنگ اخير از پيروز گرفته بود پس بدهد و دختر او را نيز مسترد دارد اما در حقيقت اين دختر مسترد نشد و پادشاه هفتاليان از او دخترى پيدا كرد كه بعد زوجه كواذ ( : قباد ) اول پادشاه ساسانى گرديد . » « 2 » كريستن سن مىافزايد كه منابع آن عصر از اين جنگ و انتقام هيچ ذكرى نكردهاند . « 3 »
ابو حنيفه دينورى نيز درگيرى نبرد ميان سوفرا و خوشنواز را ذكر نكرده و گفته است كه چون فيروز به نبرد با اخشوان خاقان ( : خوشنواز ) رو نهاد « شوخر ( : سوفرا ) نام يكى از وزراى بزرگ كشور را كه مقام و پايه قارنى داشت به اداره مملكت گماشت » . « 4 »
و چون خود در نبرد كشته شد « فراريان ماجرا را به اطلاع « شوخر » رسانيدند پس شوخر مردم را به جنگ و پيكار با تركان ترغيب و تشجيع كرد قاطبه مردم ايران از كشورى و لشكرى با او همراه گشتند و براى جبران آن شكست عظيم رو به سرزمين تركان نهادند اخشوان خاقان ترك از شوخر و سپاه انبوهى كه همراه داشت مرعوب گرديد كس نزد شوخر فرستاد و گفت در صورتى كه از پيشرفت خوددارى كنى موبد و فيروزدخت و تمامى اسيران و اموال و خزاين و ابزارى را كه به تصرف درآوردهام مسترد دارم شوخر تقاضاى او را پذيرفت و به ايران بازگرديد . » « 5 » ثعالبى نيز سخنى از نبرد سوفرا با خوشنواز نگفته است . « 6 »
فردوسى مىگويد كه پس از اين آشتى سوفرا با قباد و ديگر اسيران رها شده به ايران آمد و مردم ايران از سوفرا قهرمانى فاتح ساختند و بقول بلعمى خواستند كه پادشاهى به دو دهند ولى نپذيرفت و پيروز كار و تدبير ملك به دو سپرد « 7 » فردوسى نيز در شاهنامه آورده است كه :
همه چامه گر سوفرا را ستود * به بربط همى رزم تركان سرود
مهانرا همه چشم بر سوفراى * از او گشته شاد و به دو داده راى
همه شهر ايران به دو گشت باز * كسى را كه بدكينه خوشنواز
هامش
( 1 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد هشتم ، ص 25 ، بيت 324 ، چاپ مسكو ، 1970 .
( 2 ) . كريستن سن ، ايران در زمان ساسانيان ، ترجمه رشيد ياسمى ، ص 319 ، چاپ سوم ، تهران ، 1345 .
( 3 ) . كريستن سن ، ايران در زمان ساسانيان ، ترجمه رشيد ياسمى ، ص 319 ، حاشيه 2 ، چاپ سوم ، تهران ، 1345 .
( 4 ) . دينورى ، ابو حنيفه ، اخبار الطوال ، ترجمه صادق نشات ، ص 63 ، تهران ، 1346 .
( 5 ) . دينورى ، ابو حنيفه ، اخبار الطوال ، ترجمه صادق نشات ، ص 64 ، تهران ، 1346 .
( 6 ) . ثعالبى ، شاهنامه ثعالبى ، ترجمه هدايت ، ص 278 ، تهران ، 1328 .
( 7 ) . بلعمى ، ترجمه تاريخ طبرى ، به كوشش مشكور ، ص 140 ، تهران ، 1337 .