است و قريه دارابه هم در خراسان نظير آن است . » « 1 » بنابر شاهنامه چون خسروپرويز به پادشاهى نشست ، فرمانروائى دارابگرد را به شاپور داد . « 2 »
رام اردشير : فردوسى گويد كه اردشير بابكان 6 شهر بنا كرد :
يكى خواندم خوره اردشير * كه گردد ز بادش جوان ، مرد پير
كز او تازه شد كشور خوزيان * پر از مردم و آب و سود و زيان
دگر شارستان گندشاپور نام * كه موبد از آن شهر شد شاد كام
دگر بوم ميسان و رود فرات * پر از چشمه و چارپاى و نبات
دگر شارستان بر كه اردشير * پر از باغ و پر گلشن و آبگير
چو رام اردشير است شهرى دگر * كز او بر سوى پارس كردم گذر
دگر شارستان اورمزد اردشير * هوا مشكبوى و به جوى آب شير « 3 »
كه اگرچه در بعضى نسخههاى شاهنامه بجاى « رام اردشير » « خور آوردشهر » « 4 » آمده است اما در اكثر نسخ « رام اردشير » است كه بقول فردوسى بر سر راه فارس قرار داشته است و در كارنامه اردشير بابكان اين كلمه « رامش اردشير » آمده است :
« چون به جائى كه رامش اردشير ( : رام اردشير ) خوانند رسيد مردى بزرگمنش بناكنام كه از سپاهان از دست اردوان گريخته بود بدانجا بنه داشت . . . اردشير خرم گشت و آنجا روستائى كه رامش اردشير ( : رام اردشير ) خوانند آباد فرمود . » « 5 »
ياقوت به نقل از حمزه اصفهانى « رام اردشير » را شهر توج بين اصفهان و خوزستان در جبال آورده است « 6 » .
حمزه نام ديگر اين شهر را « ريشهر » ضبط كرده و گفته است : « و اما رام اردشير فلا اعرف موقعها و اما « رام اردشير » فالمسمى بلغة اهل الزمان ريشهر . » « 7 » اما ابن بلخى بدون اينكه از « رام اردشير » نام ببرد در وصف ريشهر مىگويد : « پس . . . به زمين پارس روى نهادند و اعمال كى بر ساحل دريا بود بگشادند و به توج آمدند و بگرفتند و آنجا مقام كردند و اين توج از كوره اردشير خوره است . . . » « 8 » و همو در جائى ديگر مىگويد كه اين شهر بر كنار دريا قرار دارد . « 9 »
شيراز : مقدسى ، شيراز را شهرى از « اردشير خوره » مىداند كه اردشير خوره و اصطخر و شاپور و دارابجرد چهار كوره فارس را تشكيل مىدادند « 10 » در حدود العالم آمده است كه « شيراز
هامش
( 1 ) . بهار ، ملك الشعراء ، بهار و ادب فارسى ، به كوشش محمد گلبن ، ص 224 جلد دوم ، تهران ، سازمان كتابهاى جيبى ، 1351 .
( 2 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد نهم ، ص 136 ، بيت 2146 به بعد ، مسكو ، 1971 .
( 3 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد هفتم ، ص 192 ، بيت 647 ، مسكو ، 1968 .
( 4 ) . ر ك ، شاهنامه ، جلد هفتم ، ص 192 ، حاشيه 38 ، مسكو ، 1968 .
( 5 ) . كارنامه اردشير بابكان ، به كوشش كسروى ، تهران ، بهمن ماه 1343 ، ص 25 .
( 6 ) . فرهوشى ، كارنامه اردشير بابكان ، ص 45 .
( 7 ) . حمزه اصفهانى ، سنى ملوك الارض و الانبياء ، ص 33 ، چاپ كاويانى ، برلين ، 1844 .
( 8 ) . ابن بلخى ، فارسنامه ، به كوشش لسترانج و نيكلسن ، ص 114 ، چاپ كمبريج ، 1931 .
( 9 ) . ابن بلخى ، فارسنامه ، به كوشش لسترانج و نيكلسن ، ص 149 ، چاپ كمبريج ، 1931 .
( 10 ) . مقدسى ، آفرينش و تاريخ ، ترجمه شفيعى كدكنى ، ص 63 ، چاپ تهران ، 1350 .