يرحمكم اهل السّماء « 1 » و اقدام بر كثرت قتل و جرات بر سرعت فتك « 2 » نتيجهء ضعفست و ثمرهء جبن ،
و ضعيفة فاذا اصابت فرصة * قتلت كذلك قدرة الضّعفاء
من بنده از حسن اعتقاد و رقت طبع او آن مشاهده كردم كه چون به خدمت بارگاه اعلي پيوستم براور مقرى جمال الدين ابو بكر كه وارث مزامير آل داود است و لهجتى متين و نغمتى حزين دارد با من بود و به خدمت بارگاه اعلى مشرّف شده [ تلاوت ] « 3 » آغاز كرد و آواز بركشيد و آيتى بخواند . « 4 » اثر وجد « 5 » بر حال آن پادشاه ظاهر شد و از مدامع ميمونه قطرات عبرات بر روى مباركش متقاطر و چندبار بر لفظ گهربار رفت كه اى خداى فرج ده . استدلال كردم بر آنكه آن پادشاه رحمتى غالب دارد و رنجى كه از جهت نزول عساكر منصوره برعيّت ميرسد موافق طبع اشرف نمىافتد .
و از دلايل لطف طبيعت و مخايل حسن شيمت آن پادشاه عذوبت عذبه و فصاحت لهجه و طيب كلام و سخن با نظام است . لطايف الفاظ جانفزايش با اجزاء روح بياميزد و شواهد ابيات و مصاريع كه در اثناء حكايات درج كند هوش مستمع از راه گوش ببرد ،
شرك العقول و نزهة « 6 » ما مثلها * للمطمئن و عقلة المستوفز « 7 »
ان طال لم يملل و ان هى او جزت * ود المحدث انّها لم توجز « 8 »
طوطى لبش چو در شكر آويزد * وز بحر دلش موج سخن برخيزد
چون ابر كه بر روى چمن دُرّ بيزد * از درج لبش لؤلؤ معنى ريزد
و امير المؤمنين على « 9 » مىفرمايد : من لانت كلمته وجبت محبّته و من طاب لسانه كثر اخوانه .
و من بنده به يك دو مجلس در بارگاه اعظمش زيد علاوه از آن حلاوت بيان و طلاقت زبان چندان آسايش و فايده ديدم كه از آن تعجب كردم ، يكى آن بود كه از بنده مىپرسيد در آن حالت كه عارضهء زخم مبارك رسيده بود « 10 » شايد كه گوشت خورم
هامش
( 1 ) - بروايت ديگر : ارحموا من فى الأرض يرحمكم من فى السّماء .
( 2 ) - چ ، م : هتك .
( 3 ) - تصحيح قياسى . بدون « تلاوت » يا لفظى ديگر قريب به همين معنى جمله ناقص است .
( 4 ) - چ : برخواند
( 5 ) - شيفتگى و آشفتگى و در اينجا مراد معنى اخير است .
( 6 ) - ق ، ن : برهة .
( 7 ) - استوفز - بر سرپاى و دروا نشست .
( 8 ) - اين دو بيت از ابن الرومى است ( يتيمة الدهر ثعالبى ج 2 ص 212 ) .
( 9 ) - چ : ( على ) ندارد .
( 10 ) - م : كلمه ( بود ) را ندارد .