انديشه كند كه موجب خروج ملك بىتحقق فائده و وثوق بر مددى و وفات اتابك بىهجوم علتى « 1 » و ظهور آفتى سابق تقديرى بوده است و تعبيهء انقلابى سنّة اللّه فى الّذين خلوا من قبل و كان امر اللّه قدرا مقدورا . پس سپاهى حصار بىسرى و سرورى و حاصلى و ذخيرهء متوكّلين على زاد الحجيج باميد كيسهء رعيت نيّت بر مخالفت و همت بر محاصرت مقصور كردند ، روز همه روز رعيت را تكليف قسمت مىنمودند و شب بر بارو مىفرستاد « 2 » تا پاس دارند و هاتف رحيل نداء ما بقى من « 3 » اللّيل الّا قليل در مىداد ،
بكن آنچه خواهى بفردا بگاه * درآيد ركاب شهنشه ز راه
و كلّ النّائبات اذا تناهت * فموصول بها « 4 » فرج قريب .
فصل ، چون هواء زمهرير افسان « 5 » و فصل درويش ترسان بگذشت و موسم اعتدال دلگشا و بهار جهانآراى درآمد و بر بساط غبرا سندس خضرا گستردند و خاك امرد عذار سبز كرد انهاء بارگاه اعلى اعلاه اللّه كردند كه قلعهايست ميان بم و بردسير آن قلعه را دزآشول « 6 » گويند در آن حصار مشتى دزد « 7 » و اوباش و خونى و قلّاش ، راندگان هردرگاه و مطرودان هربارگاه جمع شدهاند و بقطع طريق و ايذاء سابله مشغول ، پيش از موسم معاودت در بردسير فرمود تا سپيد مهره زدند « 8 » و حسام عزم از نيام حزم بركشيد خالصا لوجه اللّه نيّت بر تعريك و تأديب اين جماعت اوباش مقصور كرده چون بدان ناحيت نزول فرمود روزى دو سه آن مفسدان از جهت حصانت حصار و خوف پادشاه وقاحت نمودند پس چون ديدند كه ناوك بأس آن پادشاه عقاب كاسر را از اوج هوا به خاك مىافكند و شست هيبت او نهنگ قاهر را از قعر دريا برمىكشد « 9 » در شب قلعه را بجاى گذاشتند و تحويل باز « 10 » حصار بردسير كردند چون قلعه مسلم شد و از شوايب مداخلت اغيار و مزاحمت اشرار صافى ،
هامش
( 1 ) - ن : غلتى .
( 2 ) - م : مىفرستادند .
( 3 ) - چ ، م ، ن : ( من ) ندارد .
( 4 ) - در ديوان خطي منسوب به حضرت امير متعلق بكتابخانهء مجلس ( به ) دارد .
( 5 ) - ي : افشان .
( 6 ) - چ ، ق ، م ، ن : در آشوك . در تاريخ سلاجقه كرمان محمد بن ابراهيم ص 143 « در آشوب » ضبط شده است .
( 7 ) - ن : دزدان .
( 8 ) - سپيد مهرهزدن - بوقزدن ( برهان ) .
( 9 ) - : برمىكشيد .
( 10 ) - ن : بار .