تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
را بر خصال حميدهء او اعتماد تمامست و بروزگار او كه بعلم و عفت آراستست اعتضاد و استناد تا از جانب عماد الدين اين معنى تصور كنند و احكام قواعد حرمت و مكنت فخر الدين مقدّم مهمات دارند و بهر موضع نوّاب عالم مهذّب كوتاه دست گمارند تا ترتيب كارهاى دينى و شرعى بدين جملت كه فرموده شد مىكنند و دولت را دعاى خير حاصل مىآورند بتوفيق اللّه و حسن تيسيره . فرمان چنانست كه كافهء اعيان و معتبران و مشاهير نيسابور از سادات و علماء و ائمه و مشايخ و منظوران ادام اللّه تمكينهم متولى عمل قضا عماد الدين را ادام اللّه تأييده دانند و در اعمال شرعى رجوع با مجلس قضا كه باهتمام او مفوض شد كنند و بر توقير و احترام و تبجيل و اعظام مجلس قضا حماه اللّه توفر نمايند و از احكام قضاياى شرع اجتناب و عدول نكنند و از سراى رياست حماه اللّه و از جهت نوّاب امير اسفهسلارى مؤيد الدينى ادام اللّه تمكينه در تشييد و تمهيد قواعد حرمت مجلس قضا حماه اللّه به همه عنايتى برسند و هر تكلف كه ممكن گردد درين باب بجاى آرند و در هرچه از جانب عماد الدين استمداد كنند مدد دهند و به تحصيل رضاء آن جانب بمجلس ما تقرّب جويند و هر سعى جميل كه درين معنى كنند بارتضا مقرون و مقابل شناسند ان شاء اللّه تعالى وحده .

3 - تقليد ايالت و ولايت مازندران

ايزد سبحانه و تعالى را در هرچه آفريدست و بفضل خويش موجود گردانيده انواع لطايفست و فنون مواهب و صنايع كه اوهام بنى آدم از ادراك آن قاصرند و نطاق فطنت اولو الألباب بر كيفيت آن محيط نگردد و هرچند اصحاب معارف و ارباب حكم در احاطت بدان اجتهاد بيشتر نمايند و استكشاف زيادت كنند صفت عجز ايشانرا شامل‌تر باشد و به سمت قصور موسومتر گردند
أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ
. و چون مقرّر و مصوّرست كه هر صنفى را از اصناف خلايق معارج و مدارج است و هر طبقهء را از طبقات مراتب و درجات چنان كه ميگويد عز من قائل :
وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ
، هر كسى را در آن رتبت و منزلت كه ايزد تعالى او را كرامت كرده باشد و