64 - مكتوب فى التهنية و العتزية
زندگانى مجلس شريف در تمهيد و بسطت و تأييد و غبطت دراز باد فراوان سالها و ايزد تعالى راضى و راعى آرزومندى بلقاء ميمون و طلعت همايون مجلس شريفزاده اللّه شرفا از حدّ وصف گذشته است و بيان و بنان از تقرير و تحرير آن قاصر و عاجز گشته و اميد ببدايع فضل و صنايع لطف ايزد عزّ اسمه واثق است كه هرچه زودتر موانع و علايق از ميان بردارد و طريق اجتماع و التقاء على احمد حال و اسعد فال ميسر و مهيا گرداند بمنه و طوله و قوّته و حوله .
اين مفاوضه مشتملست بر دو معنى يكى احياء مراسم تهنيت و ديگر اقامت شرايط تعزيت اما تهنيت بدانكه خداى عزّ و جل مجلس شريف را زاده اللّه شرفا بامداد عواطف و اصناف عوارف خويش مخصوص گردانيد و مقاليد امور آن اقاليم كه دار الملك پادشاهان و مستقر سرير سلاطين بوده است بدست ايالت و سياست او سپرد و احباب و اعدا را در ربقهء مطاوعت و دايرهء متابعت او آورده و از آنجا كه كرم فايض و عدل شامل و خاندان قديم و دودمان كريم مجلس شريفزاده اللّه شرفا است اين همه سعادات و كرامات از درجهء استحقاق قاصر و نازلست پيوسته بر افزون باد .
اما تعزيت بوفات آن سعيد شهيد قدس اللّه روحه كه در حسن عهد و كمال مجد و سلوك مناهج خيرات و تجديد معالم حسنات ركنى مشار اليه و قطبى مدار عليه بود و اگر اين دوست را ممكن بودى . . . . معالى توانستى آمد بذات خويش حاضر شدى و آنچه در طى ضمير اوست از سوز دل و توجع ظاهر گردانيدى اما اعذار واضحست و موانع معلوم و چون هيچكس را درين عالم كه شاهراه فناست عمر مخلد و بقاء موبد نبوده است و نخواهد بود چنان كه خداى عز و جل مىگويد و هو اصدق القائلين
كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ
در وقوع مصايب و حدوث نوايب طريق تسليم سپردن و به قضا رضا دادن و صبر جميل را كه پاداش آن ثواب جزيل است عدّت خويش داشتن به نيل سعادت آخرت نزديكتر و در بقاء مجلس شريفزاده اللّه شرفا آنست كه فرزندان آن سعيد شهيد ادام اللّه حياطتهم در ظل شفقت و كنف رعايت و حجر عاطفت خويش دارد و تربيت