رباعى
زين مژده كه اقبال كزان سو آمد * دولت ز نشاط تهنيتگو آمد
گل بوى كه باغ عشرت از سر بشكفت * مى نوش كه آب رفته در جو آمد
الحمد للّه تعالى و المنّه كه گل آمال در چمن اقبال شهنشاه نيكوخصال شكفته گرديد .
فرمان واجب الاذعان شهنشاه زمان ، داراى دوران صدور يافت كه نقّارهء شاديانه را مع سنج و دمّامه از بالاى نقّارهخانه در زير اين نه رواق مينا رنگ بلند آوازه گردانيدند .
ستايش با آرايش مر واهب العطايا را كه قلم شكسته رقم ، شمهاى از اوصاف پادشاه سليمان دستگاه را در صحيفهء روزگار به طريقهء عجز و انكسار استحضار نمود و ذكر محامد شاه ديندار سپهر اقتدار را به زبان بىزبانى و به لسانى هيچ مدانى بر منصّهء ظهور و در عرصهء بيان آشكار فرمود . اين نتايج سرايندگى همه از شرف ميامن ذات با بركات قدسى صفات ايزدشناس معدلت اساس جنابعالى مىباشد . و گرنه اين هيچ مدان امّى را چه حدّ و يارايى كه پرتو خورشيد را در پردهء فانوس خيال جلوه دهم و يا دريايى را در حوصلهء صدف گنجايش نهم . الشكر و المنّه كه به عون عنايت ايزدى و به فرّ دولت همايون عالى اين اجزاى پراكنده به طرز فريبندگى فراهم آمد و اين اوراق متفرقه به طريقهء پارهدوزى منتظم گرديد .
نظم
شكر كه اين نامه به عنوان رسيد * پيشتر از مرگ به پايان رسيد
رجا از كرم نامتناهى الهى آنست كه چون اين جريده شرف از نام بافرجام پادشاه ممالك اسلام گرفته ، هرگاه كه به مطالعه و به مشاهدهء اهل فضل و كمال درآيد در اصلاح آن كوشند و ديدهء عاطفت از عيب آن پوشند .
نظم
خطّ تقدير است خالى از غلط * از غلط خالى نباشد هيچ خط