ص 91 . ايمروز به جاى امروز .
ص 91 و ص 79 . لسانى منظور پيغامى است كه به ايلچى و فرستاده مىگويند و مطالب آن با متن نامه ربط دارد تا طرف متوجه شود كه اين ايلچى يقينا از طرف فرستنده آمده است .
ص 92 . بوپرداختند به جاى بپرداختند .
ص 93 . خديوند به جاى خداوند .
ص 94 . تيار است : منظم و مرتب و مهيا و آماده است .
ص 100 . گيلهگذارى به جاى گلهگذارى .
ص 107 . ايلچىگى : ايلچيگرى و سمت ايلچى داشتن .
ص 123 . سال : قايقى كه از پيزر و نى سازند . در گود زرهء سيستان « توتن » گويند .
ص 128 . سراسبكى : با عجله و شتاب ، سرسرى .
ص 132 . طغايه - طغاى - تغاى : خالو ، دايى .
ص 133 . كتابت از خانش آورده را : نامهاى كه از طرف خان و رئيس خود آورده بود .
ص 140 . ناندازيم : نيندازيم .
ص 144 و ص 146 . آبدانى : آبادى ، دهكده .
ص 150 . جر : خندقى به عمق دو متر و عرض يك متر كه دور باغ و اراضى زراعى مىكنند تا مانع ورود جانوران وحشى باشد .
ص 152 . كنانيده : كرده ، انجام داده .
ص 154 . طريقهء آق اويلى : طريقهء جابهجا كردن ياغيان و سركشان و دور كردن ايشان از موطن اصلى خود .
ص 155 . حاضر بودگى : حاضر بودن ، آماده بودن .
ص 156 . رويداد شدگى : آنچه كه پيش آمده بود .
ص 158 . بىسرشتگى : بىاطلاعى و بىچيزى و سررشته از كارى نداشتن .
ص 158 . به راه آمدگى خودها گشته : از همان راهى كه آمده بودند بازگشتند .
ص 158 . حادثات واقع شدگى : اتفاقاتى كه پيش آمده است .
ص 158 . بنديهاى به دست افتادگى : اسيرانى كه به دست قشون مهاجم افتاده است .
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 18
مساهمون: مؤلف مجهول
ص١٨