ص 159 . تركستان در اين تاريخ اطلاق به بيست و دو قلعه مىشد بر شاخههاى راست سير دريا و مركز آن « يسى » بود و شيخ احمد يسوى در قلعهء يسى چشم به جهان گشود و در همانجا به خاك سپرده شد . امير تيمور بر گورش گنبد عظيمى ساخته و رقبات چندى وقف اين مرقد كرده است .
ص 159 . بيش اريق : دهكدهاى كه از پنج نهر آبيارى مىشود .
ص 160 و 205 - گاها : استعمال غلط و بيموردى است . كلمهء « گاه » فارسى قبول تنوين عربى نمىكند . اخيرا اين كلمه را از چند نفر از بازاريان تهران نيز شنيدهام .
ص 165 و 175 - بالا : بر سر ، از روى . نظير : بالاى مملكت آن گذر نمىكرد يعنى از روى خاك كشور او رد نمىشد .
ص 166 . تخته گردن : پس گوش فراخ ، لاابلى ، مسامحه كار .
ص 166 . كرسىبندى : سطحى كه بالاتر از سطح زمين ساخته باشند .
ص 167 . اولا مرتبه : نخستين بار .
ص 167 . خامه ريگ : رگهاى از ريگ روان كه بر هم انباشته شده ، تپهء ريگى .
ص 168 و ص 181 . شلنگ به معنى شليك .
ص 170 . مىفرستانيد : مىفرستاد .
ص 178 . كوروك ديده : سان ديده .
ص 181 . ندانيستند : ندانستند . ياء مختفى در اينگونه كلمات خوانده نمىشود .
ص 186 . بيلى : پهلو در ص 184 به شكل « پلى » آمده و به همين معنى است .
ص 193 . زراعتهاى بودگى : آنچه كشت و كار كه برقرار بود .
ص 193 . كش و فرخش و فرخاش : كشمكش و آمد و رفت .
ص 194 . ديدن او را راضيگى نمىدادند : راضى به ديدن او نمىشدند .
ص 197 . بوپرداختند : بپرداختند .
ص 200 . به خدايار خان پسر آن رسيده : به خدايار خان - پسر او - رسيده . اسم اشاره به جاى ضمير اشاره .
ص 202 . نتوانيسته : نتوانسته . اين كلمه با ياء مختفى تلفظ مىشده .
ص 204 . دانيست : دانست . با ياء مختفى .
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 19
مساهمون: مؤلف مجهول
ص١٩