جرأت پيموده در ميدان صفحه ، قدم تكاپوى نهاده ، در اين جريده از آغاز سلطنت رفيع المرتبهء پادشاه جم جاه ، خورشيد كلاه ، صاحبقران زمان اسكندر دوران ، اعنى حضرت ظلّ السبحان سيد امير نصر الله بهادر سلطان - ادام الله ظلال سلطنته على مفارق الدوران - مع بعضى وقايعى كه در ايام سلطنت جاويد طراز ، ابددمساز آن پادشاه دوستنواز دشمنگداز رويداده شده تا فتح بعضى ممالك كه به صمصام خون آشام مجاهدان دولت ابدار تسام مفتوح گرديده بود در عرصهء بيان آورده شود ، و بالله التوفيق » .
و در آخر كتاب آمده است :
« به آخر رسيد اين نسخهء سراسر صفاى دلگشا به دستخط راقم روسياه . اللهم اغفر للمؤمنين و المؤمنات و المسلمين و المسلمات تمّت 1279 »
از اينرو نه در مقدمه نه در آخر كتاب ذكرى از نويسنده به ميان نيامده است .
* * * زبان فارسى در سرزمين تاجيكنشين مانند زبان فارسى ايران مورد تهاجم بيگانگان قرار نگرفته ولى به مناسبت همسايگى با تركان مفردات و واژههاى تركى بيشتر آن را آلوده كرده است . تاجيكان همانطور كه آداب و سنن معاشرت و مصاحبت خود را از دست ندادهاند ، زبان خود را هم با دستور و صرف و نحو قديم حفظ كردهاند . در نتيجه مصطلحات زبان فارسى تاجيكى با مصطلحات زبان فارسى ايران اختلاف پيدا كرده است . در اينجا به پارهاى از آنها اشاره خواهيم كرد :
ص 28 . بالاى اعداء : بر سر دشمنان .
ص 28 . به خودها : بر خودشان .
ص 28 . سرآمد نموده : سركرده قرار داده .
ص 28 . خودها را : خودشان را .
ص 28 . دودله شده : در دو صف قرار گرفته .
ص 29 . كلان و خورد : بزرگ و كوچك .
ص 29 . توره : شاهزاده .
ص 29 . زنده به زنده : زندهزنده .
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 15
مساهمون: مؤلف مجهول
ص١٥