ص 42 . خودها : يعنى خودشان ، يا خود كه ضمير مشترك است .
ص 42 . لشكرى بيرونى به جاى لشكر بيرونى با اشباع كسرهء اضافه .
ص 42 . لجام ريز : افسارها رها و آزاد .
ص 45 . مملكه به جاى مملكت .
ص 49 . در آن ولا : در آن محل ، گاهى به معنى در آن وقت .
ص 53 . شبكى : شبانه .
ص 59 . مايان : ما ( ضمير اول شخص جمع ) در سخن عوام : ماها .
ص 52 . بيلاكات خودها را : پيشكشهاى خود را .
ص 74 . فرخاش به جاى پرخاش .
ص 84 . المانيه و ص 89 - المان و ص 92 - المانيه و ص 116 . المان و ص 125 - المان و ص 157 و ص 158 . الأمانيه : در تمام موارد و يا ضبطهاى متفاوت از واژهء الأمان آمده است كه بيشتر ايلات ترك خصوصا تركمنها با كشيدن فرياد « الأمان » به يورت يا اوبههاى يكديگر حمله مىكنند و به غارت و يغما مىپردازند . در اين كتاب بيشتر به معنى « حشر » و سياهى لشكر است كه ايشان هم پس از غارت كردن لشكريان آنچه از مال و منال مردم مانده چپاول مىكنند .
ص 84 . نتوانيست به جاى نتوانست .
ص 87 . اونك و سول : ميمنه و ميسره .
ص 87 . سركردگان خاصه بردار . ظاهرا به معنى جاندار و حافظ و نگهبان شخص سلطان است .
ص 87 . خطايچه و شمخال : دو نوع توپ كوتاه و باريك كه بر شتر حمل مىكردند و برد زياد نداشت .
ص 89 . بىطرحى كردند : خلاف اصول اخلاقى رفتار كردند .
همچنين در ص 90 .
ص 90 . ندانيست به جاى ندانست .
ص 90 . بوپذيريد : بپذيريد .
ص 91 . كينكاش به جاى كنكاش .
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 17
مساهمون: مؤلف مجهول
ص١٧