نويدى كه دشمن از او در غم است * ز آوازهاش دوستان خرّم است
و در آن مكان فرحت نشان مجموع كلانتران و سرداران ايل و اولوس طبقات اوزبكيه را از امرا و اركان دولت به انواع نوازش و تربيت سرافراز گردانيده ، پايهء قدر و منزلت ايشان را برافراخت و ساير المان لشكرى را نيز به داد و دهش از هرچه تمامتر بايد و شايد ، بنواخت .
نظم
ز دريا دلى شاه درياشكوه * نوازش بسى كرد با آن گروه
سران سپه را كه بردند رنج * به خروارها داد دينار و گنج
غنى كردشان از زر انداختن * ز نو هر زمان خلعتى ساختن