دشمن حمله برد و توكل باورچى قمچى زده اسپ را تيز كرد و براند و جنگ بسيار كرد و محمّد آزاد نيز مردانگيها نمود و باتّفاق دشمنانرا دور گردانيدند و از قلب لشكر امير صاحبقران با قول حركت فرمود و لشكرى كه مقابل او بود تارومار گردانيد و اميرزادهء جهان محمّد سلطان غلبه كرده لشكر دست راست دشمن را براند و مبشّر بهادر و امراى ديگر كه ملازم او بودند دشمنانرا در پى كرده دوانيدند و اميرزاده پير محمّد لشكر دست چپ را برهم شكست و اميرزاده شاهرخ حملهء مردانه كرده جنگى عظيم انداخت و جماعتى از لشكر كه گريخته بودند و متفرّق شده باز جمع آمدند و بيرام صوفى و پسران غياث الدين ترخان و خواجه راستى و جلال هريك در مقام خود وظايف جدّ و جهد بتقديم رسانيدند و لشكرى را كه مقابل ايشان بودند متفرّق و پريشان كردند عبدل خواجه و شيخ محمّد نيز جانسپاريها نمودند و قوشون وفادار ايمليك و قوشون بوى و قوشون خاصّهء اصلى كه تركان قاوچين گويند و شيخ على ولاليم و قوشون ليق على از اطراف و جوانب حمله كرده لشكر دشمن را راندند و ايزد تعالى امير صاحب قرانرا مظفّر و منصور گردانيد و شرّ بدنفسان از عالم منقطع شد و شاه منصور را در ان معركه بقتل آوردند و لشكر او متفرّق و منهزم گشتند درين اثنا قوشونى ديگر مرتّب از قبيلهء كراكه از قضيّهء قتل شاه منصور خبر نداشتند از طرفى ديگر بيرون آمدند اميرزاده شاهرخ بهادر بر ايشان تاخت كرد همه روى بگريز نهادند و لشكر پيروز جنگ نيكاميشى كرده بسيارى بقتل آوردند و ساز و سلب ايشان غنيمت گرفته دوستكام و سرافراز بازگشتند و امير صاحبقران ظفر در ركاب و نصرت همعنان بالاى پشتهء برآمد و نوبينان و امرا و اركان دولت بتهنيت فتحى چنان مبادرت كردند و گفتند [ بيت ]
شكر ايزد را كه از يمن ظفر شد كامران * بر سپاه و خيل اعدا حضرت صاحبقران
و چون ازين قضايا فراغى حاصل شد متوجّه صوب دار الملك شيراز شده رسيدند و فرمان شد تا دروازها را ضبط كرده از خانها بعلّت اسپ و استر و اشتر موچلكا ستانند چنان كردند و هرچه از خزاين و اموال دشمنان و متخلّفات ايشان حاصل شد همه را بر امرا و لشكريان قسمت فرمود و اميرزاده محمّد سلطان را در كوكبهء عزّ و جلال بجانب اصفهان روانه فرمود و عمر شيخ بهادر لشكر خاصّهء خود را آراسته بقيّهء كه از مردم ياغى مانده بود گرفته عامّهء لشكر او مال و نعمت بسيار غنيمت گرفتند و از موضع آققورغان گذشته بولايت كازرون رسيدند و بعد از چند روز فرمان عالى صادر شد كه اميرزادهء جهان از كازرون به حضرت متوجّه شود برحسب فرمان حاضر گشت و حكم شد كه به جهت