تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
نزول فرمود و روز يكشنبه بموضع رود منقوت گذشته فرود آمد و روز دوشنبه در موضع چاوشان نزول كرد و روز سه‌شنبه به آب لرستان كه بارغوان موسومست رسيد و از آب گذشته فرود آمد و روز چهارشنبه به آب شيرين رسيد و در موضع بيدك نزول كرد و روز آدينه قول لشكر بموضع جولاهان فرود آمد و روز شنبه بمال امير شول رسيده گذشتند و روز يكشنبه بر آب جولاهان نزول كرد و شب آتش قلعهء سپيد ديدند و روز دوشنبه دهم جمادى الاوّل بقلعهء سپيد رسيدند و آن قلعه‌ايست در غايت استحكام و فسحت عرض و طول آن مقدار چهار فرسخ باشد بر كوهى بلند واقع شده و در نفس قلعه و حوالئ آن آبهاى فراوان و برجهاى آن را از رفعت سر بر آسمان [ بيت ]
از جبالش بشدّت آمده ننگ * وز سپهرش برفعت آمده عار
و راه او تنگ و پيچ بر پيچ بحيثيّتى سخت كه اگر سه كس بر راهى از ان باز ايستند هزار هزار را منع توانند كرد و آنگاه مواضع رخنهاى آن را به سنگ و گچ و آهك استوار كرده و در اندرون آن سرايها و خانهاى خوب ترتيب داده و مدّت پنج سال بود تا شاه منصور آن را بدست آورده بود و سعادت نام معتمدى در انجا بازداشته چون لشكر منصور بدانجا رسيدند در پايان قلعه چتر و بارگاه زدند و سراپرده و سايبان برافراشتند و فرمان شد كه بىتوقّف بحصار بر روند در حال چون مور و ملخ در جوش آمدند و صد هزار آدمى روى بقلعه نهادند اميرزادهء جهان محمّد سلطان از دست راست درآمد و در عقب او اميرزاده پير محمّد و اميرزاده شاهرخ بهادر از جاونغار روانه شدند و بجاى و مورچل خود رسيده فرود آمدند و ساير امراى تومان و هزاره و صده هريك از جاى خود در حركت آمدند و بآواز نقاره و كوركا و نفير دل كوه را بشكافتند اهل قلعه از غايت خوف و هراس سراسيمه شده دست و پاى مىزدند و سنگ مىانداختند و بدين‌سبب بسيارى از لشكريان هلاك گشتند و اميرزاده محمّد سلطان بقوّت بازوى مردى و كمال نيروى دلاورى پيش از همه بقلعه و حصار برآمد و دشمنانرا رانده جاى ايشان بگرفت و علم و توغ بالاى قلعه برآورد لشكريان چون آن قوّت و مردانگى ديدند از اطراف دلير گشته درآمدند و دشمنانرا مقهور گردانيده قلعه را بگرفتند و هر سپاهى و لشكرى كه در قلعه بودند هلاك گردانيدند و زين العابدين پسر شاه شجاع كه شاه منصور گرفته بود و ميل كشيده در ان قلعه محبوس بود او را به حضرت آوردند بعنايت و نوازش مخصوص گردانيده دلخوشئ بسيار داد و وعده فرمود كه هرآينه كينهء تو از دشمنان بكشم و جزاى فعل بد ايشان بديشان رسانم آنگاه عامّهء اهل آن قلعه را كه جنگ كرده بودند و مخالفت