تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
او سلطان و خسرو و ميرك و غير ايشان حمله كرده بيكبار روى بدروازه نهادند و از اطراف و جوانب جنگ درپيوستند و عاقبت مظفّر و پيروز گشته دروازهء قلعه را باز گشادند و دشمنانرا بتيغ گذرانيدند

ذكر توجّه امير صاحب‌قران بتسخير مملكت هراة

چون از قضيّهء قلعهء پوشنگ فارغ شدند امير صاحب‌قران با آن لشكر بىپايان عزيمت بر تسخير مملكت هراة مصمّم گردانيده متوجّه شد و ملك غياث الدين بحصانت آن مقام مغرور شده اسباب مقاومت و محاربت مهيّا داشته نشسته بود چون لشكر منصور بدان حوالى رسيدند باغات را خراب كردند و ديوارها انداختند و شهر را از اطراف پيرامون درآمدند و حكم نافذ شد كه از جوانب در مقابلهء حصار هراة حصار و خندق سازند بر موجب فرموده بتقديم رسانيدند و در برابر يكديگر مترقّب و مترصّد نشستند روز ديگر دروازهء شهر گشادند و جماعتى انبوه از مردان دلاور بيرون آمدند و جنگ در پيوستند امراى عظام بر ايشان حمله بردند و خلق بسيار بقتل آمدند و برادر كهتر امير عمر شاه جنگى مردانه كرد و دشمنانرا بدروازه رسانيده در شهر راند و چون شب درآمد طبل و نقاره و برغو زده از هردو طرف تا روز پاس داشته بهادران لشكر تورها و سپرها گرفته حاضر مىبودند و كمين گرفته طلايه نگاه مىداشتند و چون روز شد لشكر صفّ كشيدند و برابر يكديگر ايستادند امّا آن روز جنگ نكردند و در شب دشمنان شبيخون كرده سه كس را كشتند و بتعجيل بازگشته بحصار درآمدند و چاشتگاه روز جمعه جنگ آغاز كردند لشكر منصور در زير حصار صفّ كشيده بودند و دشمنان بالاى حصار جوانب و اطراف را محافظت مىنمودند امير صاحب‌قران سوار شده بنظارهء لشكر آمد تا كوشش مردان كار و دليران كارزار را تفرّج فرمايد لشكر منصور اگرچه هميشه در معارك جان‌بازى عادت و در ميدان سراندازى حرفت داشتند امّا آن روز در مقام غيرت جلادت خود آشكارا كرده جنگهاى سخت كردند و امير ايكو تيمور و مبشّر و سونجك از سر صدق عزيمت حمله كردند و جنگ سلطانى درانداخته بفصيل حصار رسيدند و از اطراف و جوانب حصار برآمدند و تير و سنگ اهل حصار را بسپر بلكه بدوش و سر