بيدار شود باز ياد مىآرد آنچه او را متصوّر بوده است در حال خواب او « 1 » .
و خاطرها كه بوى درآيد « 2 » بود كه از جهت « 3 » شيطان بود و بود كه از انديشهء « 4 » نفس بود و بود كه از فريشته « 5 » بود [ و بود ] كه [ از « 6 » ] تعريفى بود از خداى تعالى كه در دل تو بيافريند « 7 » .
و اندر خبر همىآيد كه راستترين خواب شما خواب آنكس بود كه راست گوىتر باشد « 8 » .
و بدانك خواب بر اقسام است خوابى باشد بغفلت و خوابى بود به عادت و آن خوابى بود نه محمود بلكه معلول بود زيرا كه « 9 » برادر مرگ است و در خبر آمده است كه خواب برادر مرگ است « 10 » [ و ] خداى تعالى ميگويد و هو الّذى يتوفّنكم باللّيل و ديگر جاى ميگويد « 11 » اللّه يتوفّى الانفس حين موتها [ و الّتى لم تمت فى منامها .
و گفتهاند اگر اندر خواب خير كردى در بهشت خواب بودى « 6 » ] .
و گفتهاند اندر بهشت خواب بر آدم افتاد عليه السّلام « 12 » حوّا را از وى
هامش
( 1 ) - مب : و اين بيدارى يادش آيد آنچ در خواب ويرا صورت بسته بود .
( 2 ) - مب : پس آن خواطر و حديث كى در خواب ديده باشد .
( 3 ) - مب : قبل .
( 4 ) - مب : هواجس .
( 5 ) - مب : بخواطر ملك .
( 6 ) - مب : ندارد .
( 7 ) - مب : از قبل ( ظ : حق تعالى ) بيافريند آن احوال در دل وى افتد .
( 8 ) - مب : و در خبرست كى راستگوىترين كسى از شما خواب وى راستر بود .
( 9 ) - مب : خواب عادت و غفلتست و آن محمود نيست معلول است براى آن كى .
( 10 ) - مب : چنان كى در خبرست كى النوم اخو الموت .
( 11 ) - مب : و گفت .
( 12 ) - مب : و گويند چون آدم در بهشت بخفت .