تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 667

مساهمون:

ص٦٦٧
[ زيرا كه ] ريسمان بنخريدند گفتند آميخته است سرى نيز طعام « 1 » ، نخورد پس [ روزى « 2 » ] خواهر وى « 3 » اندر نزديك او شد پيرزنى را ديد كه خانهء [ وى « 2 » ] ميرفت و هر روز دو گرده آوردى « 4 » ، [ خواهرش از آن « 2 » ] اندوهگن شد ، بنزديك احمد حنبل شد و گله كرد احمد حنبل فرا سرى گفت ، سرى گفت چون از طعام وى بازايستادم خداى « 5 » تعالى دنيا [ را ] مسخّر من كرد تا بر من نفقه [ مى ] كند و مرا خدمت [ مى ] كند . [ محمّد « 2 » ] منصور الطّوسى « 6 » گويد [ كه « 2 » ] نزديك معروف كرخى بودم ، مرا خواند « 7 » ، ديگر روز باز [ نزديك او « 2 » ] شدم ، اثرى بر روى او بود يكى گفت يا با محفوظ دى نزديك تو بودم ، اين نشان « 8 » نبود بر روى تو ، [ اكنون « 2 » ] اين چيست [ معروف ] گفت [ چيزى كه از آن بىنيازى مپرس « 2 » ] ، از آن پرس كه ترا به كار آيد گفت « 9 » بحقّ معبودت كه بگوى « 10 » ، گفت دوش نماز ميكردم
هامش
( 1 ) - مب : آن طعام خواهر نيز . ( 2 ) - مب : ندارد . ( 3 ) - مب : خواهرش . ( 4 ) - مب : پيش او مىآورد . ( 5 ) - مب : فرا احمد حنبل گله كرد احمد در آن معنى با سرى گفت سرى جواب داد كى چون از طعام خوردن خواهر امتناع كردم ايزد . ( 6 ) - متن عربى ، چاپ مصر : الطرسوسى . ( 7 ) - مب : مرا دعا كرد . مطابق است با چاپ مصر و شرح زكريا : فدعالى . اصل : مطابق است با نسخهء بغداد : فدعانى . ( 8 ) - مب : بر وى ديدم كسى وى را پرسيد يا با محفوظ ما دى در نزديك تو آمديم اين اثر . ( 9 ) - اصل : گفتم . غلط است . ( 10 ) - مب : بمعبودت بگو .