بوقت سماع با حق خطاب مىكنند « 1 » و گروهى بدل با خداى خطاب مىكنند بر آن معنى كه ميشنوند « 2 » ، ايشان بصدق مطالب باشند در آنچه با خداى اشارت كنند « 3 » و سديگر درويشى مجرّد بود ، از علايقها ببريده و از دينا و از آفتهاى وى دور شده بر خوشدلى سماع مىكند ، اين قوم بسلامت نزديكتر باشند « 4 » .
خوّاص را پرسيدند [ چونست ] كه مردم بسماع قول حركت كنند و به قرآن حركت نكند « 5 » گفت زيرا كه سماع قرآن [ را ] فراگرفتنى باشد كه كس حركت نتواند كرد از هول و قوّت و غلبهء او و سماع قول ترويح « 6 » بود ، مردم اندرو به حركت آيد .
[ جنيد گفت چون مريد را [ بينى « 7 » ] كه سماع را دوست دارد بدانك از بطالت بقيّتى با وى ماندست .
سهل بن عبد اللّه گويد سماع علمى است كه حق تعالى مخصوص كند بدان آنكس را كه خواهد « 8 » و آن علم كس نداند مگر او .
هامش
( 1 ) - مب : كى حق بايشان خطاب كند . متن عربى : ابناء الحقائق يرجعون فى سماعهم الى مخاطبة الحق لهم . فرزندان حقيقتاند كه بوقت سماع گوش با خطاب حق دارند و مترصد وارد غيبى هستند .
( 2 ) - مب : و بعضى ازيشان با خداى خطاب كنند بدل بمعانى آنكه مىشنوند .
( 3 ) - مب : بدانچ اشارت بخداى كنند .
( 4 ) - مب : سيم درويشى باشد مجرد كى علايق قطع كرده باشد از دنيا و آخرت بخوشدلى سماع كند اين قوم نزديكتراند بسلامت . متن عربى اضافه دارد : سمعت ابا على الروذبارى و قد سئل عن السماع فقال مكاشفة الاسرار الى مشاهدة المحبوب . از ابو على رودبارى شنيدم آنگاه كه او را از سماع پرسيدند گفت مكاشفهء سرهاست كه بشهود محبوب رساند .
( 5 ) - مب : آن يابند كى به قرآن نيابند .
( 6 ) - اصل : بر رنج . مطابق متن عربى اصلاح شد .
( 7 ) - مطابق متن عربى افزوده شد .
( 8 ) - متن عربى : السماع علم استأثر اللّه به : سماع علمى است مخصوص خداى .