دائم ، هرگز بريده نشود « 1 » .
[ هم حصرى گويد تشنگى دائم بايد و شربى دائم هرچند بيش خورد ويرا تشنگى بيش بود « 2 » ] .
و از مجاهد همىآيد اندر تفسير اين آيه « 3 » فهم فى روضة يحبرون كه اين سماع بود « 4 » از حور العين بآوازهاء خوش همىگويند :
[ نحن الخالدات فلا نموت ابدا و نحن النّاعمات فلا نبؤس ابدا « 2 » .
[ ما جاويد زندهايم كه بنهميريم ، ما متنعّمانيم كه هرگز درويش نشويم ] .
و گويند سماع ، نداست و وجد ، قصد است .
ابو عثمان مغربى گويد دل اهل حق ، دلى حاضر بود و اسماع ايشان پيوسته گشاده « 2 » ] .
از استاد [ امام ] ابو سهل صعلوكى [ رحمه اللّه « 2 » ] حكايت كنند كه گفت مستمع ميان دو حال بود ، يك حال برو تجلّى مىكند و ديگر حال برو پوشيده مىگردد ، استتار بود و تجلّى « 5 » ، استتار سوزش بود « 6 » و تجلّى آسايش [ آرد « 2 » ] از استتار بود ، حركات مريدان « 7 » و آن محلّ ضعف و عجز است و تجلّى و اصلانرا سكون آرد « 8 » و آن محلّ استقامت و تمكين است « 9 » و آن صفت حضرت است « 9 » .
هامش
( 1 ) - مب : آن بايد سماعى متصل كى هرگز منقطع نشود .
( 2 ) - مب : ندارد .
( 3 ) - مب : در تفسير قول خداى تعالى .
( 4 ) - مب : سماعست .
( 5 ) - مب : مستمع ميان استتار و تجلى است .
( 6 ) - مب : آرد .
( 7 ) - مب : و استتار حركت مريدان از وى تولد كند .
( 8 ) - مب : از وى سكون رسيدگان تولد كند .
( 9 ) - مب : بود .