تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 606

مساهمون:

ص٦٠٦
[ آنجا نبود مگر پژمردگى زير موارد هيبت چنانك خداى ميگويد فلمّا حضروه قالوا انصتوا « 1 » ] . ابو عثمان حيرى « 2 » گويد سماع به سه روى بود « 3 » ، سماع مريدان و مبتديان [ و ] ايشان احوال را استدعا كنند [ بدان « 1 » ] و برايشان از فتنه و ريا ببايد ترسيدن از آن « 4 » . ديگر « 5 » سماع صادقان بود ، بدان اندر آن احوال خويش زيادت جويند و سماع بر موافقت وقت شنوند « 6 » سديگر « 7 » سماع اهل استقامت بود از عارفان اين گروه « 8 » اختيار نبود بر خداى بر آنچه حال ، برايشان « 9 » درآيد از حركت و سكون . [ ابو سعيد خرّاز گويد كه هركه دعوى كند كه او مغلوبست در وقت سماع و حركات كه مىكند مالك او نيست علامت او آن بود كه در آن مجلس كه او را وجد بود راحت پيدا آيد . شيخ ابو عبد الرّحمن سلمى را اين حكايت كردند « 10 » . گفت اين كمترين درجات است در سماع و نشان درست او آن بود كه هيچكس از اهل حقيقت در آن مجلس
هامش
( 1 ) - مب : ندارد . ( 2 ) - مب : حيرگى . ( 3 ) - مب : وجه است . ( 4 ) - مب : از مرائات و فتنه ترسند . ( 5 ) - مب : و دوم . ( 6 ) - مب : اندر احوال خويش طلب كنند و آن شنوند كى موافقت ( ظ : موافق ) دل ايشان ( 7 ) - مب : و سيوم . ( 8 ) - مب : اين قوم را . ( 9 ) - مب : بدانچ بدل ايشان . ( 10 ) - متن عربى : قال الشيخ ابو عبد الرحمن فذكرت هذه الحكاية لابى عثمان المغربى فقال . ابو عبد الرحمن گفت من اين حكايت براى ابو عثمان مغربى نقل كردم او گفت .