باب چهل و هشتم در معرفت
قال اللّه تعالى و ما قدر و اللّه حقّ قدره .
اندر تفسير چنين آمده است كه خداوند عزّ و جلّ « 1 » را نشناختند بسزاى شناخت او .
عايشه گويد رضى اللّه عنها كه پيغامبر گفت صلّى اللّه عليه و سلّم ستون « 2 » خانه ، اساس او بود و ستون دين ، شناخت خداى بود و عقلى قامع « 3 » . گفتم يا رسول اللّه پدر و مادرم « 4 » فداء تو باد عقل [ قامع « 5 » ] چيست گفت بازايستادن از معصيتها و حريص بودن بر طاعت « 6 » خداى [ تعالى « 5 » ] .
هامش
( 1 ) - مب : خداى تعالى .
( 2 ) - مب : دعامهء .
( 3 ) - مب : معرفت بود بخداى تعالى و يقين و عقل به نيت گنندهء ناشايستها بود .
( 4 ) - مب : مادر من .
( 5 ) - مب : ندارد .
( 6 ) - مب : طاعتهاء .