در مجلس ، زنى آواز داد دروجدى ابو العبّاس آن زن را گفت بمير زن برخاست چون بدر سراى رسيد بازنگريست و گفت مردم و بيفتاد و از آنجاش مرده برگرفتند ] .
كسى گفت « 1 » نزديك ممشاد دينورى بودم ، بوقت وفات او « 2 » ، گفتند علت تو چهگونه است ، گفت علّت [ را ] از من پرسيد « 3 » ، او را گفتند بگو لا إله الّا اللّه روى بديوارى كرد و گفت همگى من به تو فانى كردم جزاء آنكس كه ترا دوست دارد اين بود « 4 » .
ابو محمّد ديبلى را گفتند [ در وقت نزع ] بگو لا إله الّا اللّه گفت اين چيزى است كه ما اين بشناختهايم و بدين فانى همىشويم [ پس اين بيت بگفت :
تسربل ثوب التّيه « 5 » لمّا هويته * و صدّ و لم يرض بان اك عبده « 6 »
يكى از درويشان گويد نزديك يحيى اصطرخى « 7 » بودم بوقت وفات او « 8 » يكى [ از حاضران ] گفت بگو [ اشهد ان « 9 » ] لا إله الّا اللّه برخاست و بنشست ، پس دست هر يكى كه آنجا بود « 10 » بگرفت و ميگفت بگو [ اشهد ان ] لا إله الّا اللّه
هامش
( 1 ) - مب : گويد .
( 2 ) - مب : بوقت نزع ويرا .
( 3 ) - مب : بپرس .
( 4 ) - مب : روى فرا ديوار كرد و اين بيت بگفت .افنيت كلى بكلك * هذا جزا من يحبك( 5 ) - مب : الستر . مطابق متن عربى اصلاح شد .
( 6 ) - متن عربى اضافه دارد : و قيل للشبلى عند وفاته قل لا إله الا اللّه فقال :
قال سلطان حبه انا لا اقبل الرشا فسلوه فديته لم بقتلى تحرشا
( 7 ) - مب : اصطخرى .
( 8 ) - مب : وقت وفاتش .
( 9 ) - مب : ندارد .
( 10 ) - مب : هر يك از حاضران .