صحيفهء من « 1 » اندر نوردند .
ابو محمّد هروى گويد بنزديك شبلى بودم آن شب كه از دنيا بيرون شد ، همه شب اين بيتها همىگفت .
شعر :
كلّ بيت انت ساكنه * غير محتاج الى السّرج
وجهك المأمول حجّتنا * يوم يأتى النّاس بالحجج
عبد اللّه منازل گويد حمدون قصّار وصيّت كرد كه اندر وقت نزع مرا بميان زنان مگذاريد .
بشر حافى را گفتند اندر وقت وفات « 2 » يا با نصر پندارى زندگانى درين جهان دوست ميدارى گفت به حضرت پادشاه شدن « 3 » سخت است .
گويند هرگاه كه يكى از شاگردان سفيان ثورى به سفر شدى ، او را گفتى چه فرمائى گفت اگر مرگ يابيد جائى ، مرا بخريد ، چون ويرا اجل نزديك آمد « 4 » گفت مرگ آرزو همىخواستم اكنون مرگ سخت است .
در حكايت همىآيد كه چون امير المؤمنين حسن « 5 » بن على [ را ] سلام اللّه عليهما اجل فرا رسيد « 6 » بگريست گفتند چه بگريانيد ترا گفت نزديك خداوندى ميشوم « 7 » كه او را نديدهام .
هامش
( 1 ) - مب : صحيفهء ما .
( 2 ) - مب : در وقت وفات گفتند .
( 3 ) - مب : رفتن .
( 4 ) - مب : سفيان ثورى چون يكى از شاگردان به سفر شدى ويرا گفتى چه فرمايى گفت اگر جايى مرگ يا بى از بهر من بخر چون اجلش نزديك رسيد .
( 5 ) - اصل ، مب : حسين . مطابق متن عربى اصلاح شد .
( 6 ) - مب : رضى اللّه عنهما اجل نزديك آمد .
( 7 ) - مب : پرسيدند تو را چه بگريه آورد گفت پيش خدايى مىروم .